❤️قصه دلبری یک شهید مدافع حرم
📌چند بار زنگ زدم اصفهان، جواب نداد.
خودش تماس گرفت
❤️ وقتے بهش گفتم پدر شدے، بال درآورد.
بر خلاف من کھ خیلے یخ برخورد کردم.گیج بودم، نھ خوشحال نھ ناراحت.
پنجشنبھ جمعھ مرخصے گرفت و زود خودش
را رساند یزد.😍
با جعبھ کیک وارد شدو.................
🔴 ادامه داستان اینجا بخون😊👇
https://eitaa.com/joinchat/16449734C323bd61cd4
کتاب قصهی دلبری، روایتی متفاوت و خواندنی از زندگی شهید محمد حسین محمد خانی است.
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯