💠 منافق غیر معروف
🔹 مطمئن باشید که خواندن بعضی از این دعاها که این را ما در جمع اصحاب خصوصی هم عرض کردیم، این یک سواد دقیق تری می خواهد، یک علم بیشتری می خواهد. این دعای نورانی پُربرکت ماه رجب این مثل «لَا تَنْقُضِ الْیقِینَ»[1] نیست که با چند سال درس خواند حلّ بشود. این یک جان کَندن می خواهد تا آدم برسد به این جمله هایی که «لَا فَرْقَ بَینَكَ وَ بَینَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُك فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِیدِكَ بَدْؤُهَا مِنْك...».[2] «لَا تَنْقُضِ الْیقِینَ [أَبَداً] بِالشَّكِّ» با چند سال درس خواندن حلّ می شود؛ اما این دعا دعایی نیست که با چند سال درس خواند حلّ بشود.
🔹 «لَا فَرْقَ بَینَكَ وَ بَینَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُك فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِیدِكَ بَدْؤُهَا مِنْك...»، برخی از بزرگان آمدند گفتند این دعا جعلی است، چون نتوانستند این را حلّ بکنند. مخصوصاً به این جمله که رسیدند: «مُوجِدَ كُلِّ مَوْجُودٍ ... وَ فَاقِدَ كُلِّ مَفْقُود»؛[3] گفتند مگر خدا فاقد چیزی است؟ این جعلی بودنِ دعا را می رساند؛ او دیگر متوجه نشد که سلب در سلب موجب اثبات است، خدا هر چه که نداری است ندارد، هر نقصی را خدا ندارد، هیچ عیبی را خدا ندارد. این جمله سالبه که می گوییم خدا فاقد هر مفقود است، سلبِ سلب است، هر امر نداری را ندارد. خدا جهل ندارد، فقر ندارد.
🔹 وقتی که شما به این طلبه بگویید «زیدٌ جاهلٌ» را برای ما ترکیب بکن و این چه قضیهای است؟ میگوید این قضیه موجبه است. این نمی داند که این «موجبه معدولة المحمول» است. این چون درون خود را نمی داند، یک؛ درون دیگری را هم نمی داند، دو؛ درون کلمات را هم نمی داند، سه. گاهی نداری و ریا و رباخواری و مانند آن در درون انسان نفوذ می کند انسان خودش نمی داند. این یک منافق غیر معروف است. یک مرائی غیر معروف است، این ریا در درون او نفوذ کرده و او نمی داند. فرمود: ﴿وَ ما یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ﴾[4] این کمبود در درون او وجود دارد ولی احساس نمی کند. گاهی عدم در درون کلمه حضور دارد او درک نمی کند، اگر بگویند «زیدٌ لیس بعالم» چه قضیه ای است؟ می گوید سالبه است. اگر بگویند «زیدٌ جاهل» چه قضیه ای است؟ می گوید موجبه است. او نمیداند که این «لیس» در درون این «جاهلٌ» رفته است، این «جاهلٌ» سلب را به همراه دارد. این قضیه «موجبه معدولة المحمول» است، ولی او چون سلب را نمی بیند خیال می کند که قضیه موجبه است.
🔹 این قضیه «فَاقِدَ كُلِّ مَفْقُود» یعنی خدایا! آنچه نداری است تو نداری؛ آنچه فقدانی است تو نداری؛ آنچه نقص است تو نداری. اگر بگوییم «زیدٌ معیوبٌ» که قضیه موجبه محصّله نیست. اگر بگوییم «زیدٌ ناقصٌ» که موجبه محصّله نیست، گاهی عدم در درون خود محمول پیچیده می شود یکجا ذکر می شود، می گوییم: «زیدٌ ناقصٌ، زید معیوبٌ، زیدٌ جاهلٌ، زیدٌ فاسقٌ»، خیلی ها خیال می کنند اینها قضیه موجبه است. همین مشکل در درون خودشان هست، مشکل در درون دیگری هست. همین مشکلی که در کلمات است در متکلمان هست. غرض این است که بعضی از این دعاها دقیق تر، علمی تر، غنی تر و قوی تر از روایات فقهی ماست.
[1]. وسائل الشیعه، ج2، ص356.
[2]. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج2، ص803.
[3]. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج2، ص804.
[4] . سوره یوسف، آیه106.
#ادعیه
#ماه_رجب
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
📚 درس اخلاق
تاریخ: 1396/01/17
🆔
eitaa.com/EsraTvEitaa