✨﷽✨
#ماجراهای_فقهآموز (قسمت ۲۷)
📝
داستان فقهی: رودخانه آبشاران
در روستای سرسبز «آبشاران»، دو قبیله بزرگ، «کوه نشینان» ⛰️ و «دشت نشینان» 🌾، سالها بود که به خاطر اختلاف بر سر نحوهی استفاده از آب رودخانه💧، با یکدیگر کینهی تاریخی داشتند. کوه نشینان که زمینهایشان در ارتفاع بود، میخواستند آب را برای خود نگه دارند، و دشت نشینان که زمینهای وسیعتری داشتند، نیاز به آب بیشتری احساس میکردند. این اختلاف، زخمی کهنه بود که هر از گاهی با یک سخن نسنجیده یا یک تصمیم یکطرفه 🙅♂️، سر باز میکرد.
در همین زمان، یک شرکت خارجی 🏢 که به دنبال انحصار محصولات کشاورزی منطقه بود، یک نماینده به نام «اسمیت» 🕴️را به روستا فرستاد. اسمیت که به زبان محلی مسلط بود، شروع به رفت و آمد بین دو قبیله کرد.
به کوه نشینان گفت: «دشت نشینان در خفا با ما قرارداد بستهاند 🤝 تا همه آب را به نام خود ثبت کنند و شما را از حقآبهتان محروم کنند.» 😡
و سپس نزد دشت نشینان رفت و ادعا کرد: «کوه نشینان قصد دارند با فروش آب به شرکتهای آب بسته فروش، شما را به خشکسالی محکوم کنند.» 🏜️
تفرقهای که او میآفرید، مانند آتشی زیر خاکستر بود. درگیریهای لفظی 😠 به زودی به زد و خوردهای فیزیکی کوچک و تخریب اموال 🏚️ کشید. روستای آبشاران در آستانه یک جنگ داخلی قرار گرفته بود.
در این میان، جوان دانشآموختهای از قبیله دشت نشینان به نام «امیرحسین» که در شهر، درس خوانده بود و هوشیار بود، متوجه نقشهی شوم آقای اسمیت شد. او با پیرمرد خردمند قبیله کوه نشینان «حاج محمود» 👴، تماس گرفت و یافتههای خود را با او در میان گذاشت. ابتدا حاج محمود که غرق در کینههای قدیمی بود، حرف او را باور نکرد 🧐، اما امیرحسین به او گفت: «حاجی، به فرموده رهبرمان گوش دهید که هر عملی که تفرقه ایجاد کند حرام است ☝️. این غریبه دارد با حرفهایش ما را علیه هم تحریک میکند. هدفش تضعیف ماست تا خودش به منابعمان دست پیدا کند. آیا میخواهیم به دام دشمن بیفتیم؟» 🕸️
سخن امیرحسین چون 💧آبی بر 🔥آتش بود.
حاج محمود که مردی باایمان بود، متاثّر کلام حضرت آقا شد. او و امیرحسین تصمیم گرفتند شواهد محکمی از توطئهی اسمیت جمعآوری کنند 🕵️♂️. آنها با همکاری چند جوان از هر دو قبیله، مکالمات محرمانه او را ضبط 🎙️ و مدارکش را گردآوری کردند.
سپس در یک نشست عمومی بزرگ به جای پرداختن به اختلافات داخلی، مدارک فریبکاریهای شرکت خارجی و نقشههای شوم اسمیت برای نابودی اتحاد روستا را به نمایش گذاشتند 🎞️.
مردم که حقیقت را دیدند، شوکه شدند 😲. خشم آنان از یکدیگر، متوجه دشمن خارجی شد که میخواست از اختلافات داخلی آنان سوءاستفاده کند.
در آنجا، حاج محمود برخاست و گفت: «برادران و خواهران!
اختلاف سلیقه بین ما همیشه بوده و خواهد بود، اما این را دشمن میخواهد برای نابودیمان استفاده کند. به فرمودهی حضرت آقا، وحدت بین ما و مسئولانمان (که خودمان هستیم) موجب خشنودی خداست 🙏. بیایید به جای جنگ با هم، با خرد جمعی برای رودخانهمان 📝یک طرح مشترک و عادلانه بنویسیم تا هیچکس تشنه نماند.»
همه با شور و اشتیاق متحد شدند و اسمیت را از روستا بیرون کردند🚶. سپس با تشکیل یک شورای متشکل از بزرگان هر دو قبیله، طرحی نوین و عادلانه برای مدیریت آب نوشتند که به رضایت همه منجر شد.
آنها دریافتند که دشمن واقعی، تفاوتهای داخلی نیست، بلکه آنهایی هستند که میخواهند از این تفاوتها برای تفرقهافکنی و نابودی استفاده کنند. روستای آبشاران با هوشیاری 🧠 و عمل به فرمان
#اتحاد_مقدس، نه تنها بحران را پشت سر گذاشت، بلکه قویتر 💪 و یکپارچهتر از قبل شد.
✅
حکم شرعی:
هر عملی که منجر به تضعیف اتحاد و انسجام جامعه مسلمین شود و اختلاف و تفرقه ایجاد کند، حرام شرعی است.
و در مقابل کاری که موجب وحدت بین مردم و مسئولین شود، موجب خشنودی خداوند است.
➖➖➖➖➖➖➖
👇همراه ما باشید...
🔗
سایت|
ایتا|
ویراستی|
کانال تغییر فتاوا و نظرات جدید رهبری
💬 گروه پرسش و پاسخ احکام
عمومی|
بانوان
🔹
کانال رسمی احکام جامع
📲
@ahkam118_ir