🔻سَدیر صَیرَفی میگوید با مُفضّل بن عُمَر و ابوبصیر و اَبانبنتغلب به حضور مولای خود امام صادق«علیهالسلام» شرفیاب شدیم و دیدیم حضرت روی خاک نشستهاند و کَسای(جامه) خیبریِ طوقدارِ بیگریبان، [با] آستین کوتاهی پوشیدهاند و مانند مادر فرزندمردۀ جگر سوخته میگریند.
🔹اندوه از رخسارشان نمایان بود و چهرهشان دگرگون شده و چشمانشان مملو از اشک بود و میفرمودند: «سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ ابْتَزَّتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي سَيِّدِي غَيْبَتُكَ أَوْصَلَتْ مُصَابِي بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ وَ فَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ يُفْنِي الْجَمْعَ وَ الْعَدَد»؛ ای آقایم، غیبت تو خواب از چشمم ربوده و رختخواب را بر من تنگ کرده و آسایشِ دلم را برده است. ای آقایم، غیبتت مصیبتهای مرا به مصیبتهای دردناک همیشگی متصل ساخته و از دستدادن یکی پس از دیگری، سبب نابودی جمع و شمارۀ دوستان شده است.
@abolhasanmahdavi