✅
آغاز سنگدلی
🔻جوان متدیّنی را میشناختم که به دین و دستورهای دینی پایبند بود و در جلسات دینی نیز شرکت میجست.
🔹این شخص رفیق نااهلی پیدا کرد که در عالَم رفاقت، یک نوار موسیقی به او داد. جوانان متدیّن غافل از اینکه موسیقی چه بلایی بر سرش خواهد آورد، چندین بار آن را گوش داد و از آن لذت میبُرد؛ اما با هر نوبت گوشکردن، بدون اینکه خودش متوجه بشود، ضربهای به دینش وارد میشد تا اینکه رفتهرفته، از نظرِ معنوی و اعتقادی سقوط کرد و به جایی رسید که به کلی با دین و جلسات دینی ارتباطش را قطع کرد و در انجامدادن واجبات نیز بیمبالاتی میکرد.
🔸این جوان تنها به این بیتوجهی شده بود، بلکه در اثر گوشدادن به موسیقی، سنگدل شده و حالتی پیدا کرده بود که به گفتهٔ خودش، جلسات دینی و روضهخوانی را مسخره میکرد.
🔺روزی از محلی عبور کرد که در آن مکان روضه امام حسی«علیهالسلام» برپا بود. آن جوان میگفت:
با خود گفتم خوب است به داخل جلسه بروم و آنها را مسخره کنم. با همین قصد وارد جلسه شدم؛ ولی سخنران مطالبی را برای مردم بیان میکرد که مرا سخت تحتتأثیر قرار داد و ناگاه منقلب شدم و به یاد گذشتهٔ خود افتادم. وقتی خوب فکر کردم، دیدم تمام انحرافات من از شنیدن یک نوار موسیقی و تکرار این کار آغاز شد و مرا به اینجا رساند.
@abolhasanmahdavi