🕊﷽🕊 ☆خاطـرات‌کوتاه،از انسـانـی بـزرگ☆ 📕 داستان هیئت 🏴 هر زمان در جمع رفقا در هیئت حاضر می‌شد شور عجیبی برپا می‌کرد. در سینه زنی و مداحی برای اهل بیت سنگ تمام می‌گذاشت. اما عادات خاصی در هیئت داشت. توی مداحی داد نمی‌زد. صدای بلندگو را هم اجازه نمی‌داد زیاد کنند. 🎤 وقتی هنوز شروع نشده بود سر بلندگوها را به سمت داخل محل هیئت می چرخاند تا همسایه ها اذیت نشوند. اجازه نمی داد رفقای جوان که شور و حال بیشتری دارند تا دیر وقت در هیئت عمومی عزاداری را ادامه دهند. 🖤مراقب بود مردم به خاطر مجلس عزای اهل بیت اذیت نشوند. به این مسائل توجه خاصی داشت. همچنین زمانی که هنوز چراغ روشن نشده بود هیئت را ترک می‌کرد!! 🖇 علت این کار او را بعدها فهمیدم. وقتی که شاهد بودم دوستان هیئتی، بعد از مشغول شوخی و خنده و... می شدند و به تعبیری بیشتر اندوخته معنوی خود را از دست می‌دهند. ✔پــــایــــان✔ 📚سلام بر ابراهیم ۲