🌹 داشتیم می رفتیم اهواز اذان می گفتند. گفت« نماز اول وقت رو بخونیم .» کنار جاده آب گرفته بود. رفتیم جلوتر؛ آب بود . آنقدر رفتیم ، تا موقع نماز اول وقت گذشت . خندید و گفت : « اومدیم ادای مؤمن ها رو در بیاریم ، نشد.» 🌹