🕊🕊🕊
عباس(ع) عرض كرد: «سينه ام تنگی می كند و از زندگی سـير گشتـه ام.»
امام(ع) فرمودند: مقداری آب برای اين طفلان تهيه نما.
جناب قمر بنی هاشم(ع) مشک به دوش گرفت و روانه ميدان شد.
با سپاه حريف، درباره آوردن آب به خيمه ها سخن گفت.
وقتی از آن ها مأيوس شد، نزد امام(ع) بازگشت و طغيان و سركشی دشمن را به عرض رسانيد. در اين حال صدای العطش كودكان فضای خيمه ها را پر كرده بود.
سقّا نگاهی به چهره معصوم كودكان انداخت و بدون تأمل سوی شريعه فرات برگشت و به نگهبانان شريعه حمله كرد و جمع كثيری را كشت و وارد شريعه شد