باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
✨﷽✨ ⚠️هیچکس به من نگفت 😔 ⬅️قسمت دهم 👌هیچ کس به من نگفت: که یکی دیگر از راه هایی که مرا به یاری ش
✨﷽✨ ⚠️هیچ کس به من نگفت😔 1⃣1⃣ قسمت یازدهم 👈به من می گفتند: که شما اعمالم را می‌بینی و ناظر هستی، اما باورم نمی‌شد. 👌تازه فهمیدم که در روز قیامت در و دیوار به کارهایم شهادت می‌دهند و فرشتگان از مشاهده کارهایم، تعریف می‌کنند و تو که مقامت از هر فرشته و انسانی بالاتر است، چگونه با خبر نباشی از کارهایم؟! حالا به یقین دانستم که می‌ دیدی، اما چقدر بزرگوارانه مثل خدا که ستّار و پرده پوش است، همه را مخفی کردی که هیچکس ندانست که من چه‌ ها که نکرده‌ ام. ✅نمی دانم منظورت چه بوده است، شاید می‌خواستی با این کارها، مرا به سوی خودت بکشانی و عرق شرم مرا با دستمال توفیق توبه، پاک کنی. 😊حالا می‌خواهم بیایم، می‌خواهم برای شما باشم، به سوی شما حرکت کنم و محور کارهایم، رضایت شما باشد، کمکم کن. 🔹چه سالها که گذشت و بهار منتظر است 🔹بهارِ زخمیِ پشت حصار منتظر است 🔸چه سروها که به دستِ تبر شهید شدند 🔸شقایقِ دلِ ما ، داغدار منتظر است 🔹کویر شد دل عشّاق و آسمان خشکید 🔹بیا که عشق ببارد ، بهار منتظر است 📘کتاب "هیچکس به من نگفت" ✍نویسنده: حسن محمودی 🤲 🕊🥀