امید غریبان تنها کجایی؟
ندیدم شهی؛ در دل آرایی تو ، به قربانِ اخلاقِ مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرورترینی ، فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت؛ ز من بینواتر! ، ندیدم کریمی؛ به طاهایی تو …
نداری گدایی به رسوایی من! ، ندیدم نگاری، به زیبایی تو
نداری مریضی؛ به بدحالی من ، ندیدم دمی، چون مسیحایی تو
نداری غلامی؛ به تنهایی من ، ندیدم غریبی، به تنهایی تو …
نداری اسیری، به شیدایی من ، ندیدم کسی را به آقایی تو
امیدِ غریبانِ تنها، کجایی؟ ، چراغ سر قبرِ زهرا؛ کجایی؟
تجلی طه… گل اشک مولا … ، دل آشفته ی داغِ آن کوچه ی غم
گرفتار گودالِ خونین؛ گرفتار غم های زینب ، سیه پوشِ قاسم؛ عزادار اکبر… گلِ باغ لیلا …
پریشانِ دستِ علم گیرِ سقا ، نفس های سجاد … نواهای باقر …
دعاهای صادق … کس بی کسی های شب های کاظم
حبیب رضا و انیسِ غریب جواداَلائمه، تمنای هادی؛ عزیزِ دل عسکری
پس نگارا؛
بفرما کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟
#اللٰهُمَعَجِّلْلِوَلیِکَالفَرَجْبحَقِزینب
#باسیّدالشُّهــــداوشهـــداتـاظهـــور🤲