در جبهه یک روز همرزمان او گفتند بیا برویم در رودخانه شنا کنیم ولی او قبول نکرد و گفت کار دارم اصرارش کردند ولی باز هم نرفت .
بالاخره با اصرار خیلی زیاد و کشان کشان اورا بردند رودخانه برای شنا وقتی وارد آب شد، آثار چند ترکش و زخم را روی بدنش دیدند و تازه فهمیدند که چرا برای شنا نمی آمده .چون میخواست کسی آثار مجروحیتش را روی بدنش نبیند و ریا نشود.🥺💔
این شهید بسیار ساده زیست بود و اصلا به تجملات اهمیت نمیداد.
هر لباس را آنقدر میپوشید و ازش استفاده میکرد که تا کاملا نخ نما شود و از بین برود .
حتی در آن عکس یادگاری که با حاج قاسم انداخت مشخص است عکسی که محمد آن را خیلی دوست داشت و به آن افتخار میکرد .در این عکس دکمه های پیراهنش لنگه به لنگه آمد و با هم فرق میکنند .از آن لباس چند سال استفاده کرده بود ولی رهایش نمیکرد .