✍#همسر_شهید_جمالی
🔹چند سالی است به خاطر دانشگاه پسرم در مشهد زندگی میکنم هر بار که از مشهد به کرمان برمیگردیم در تاریکی شب پسرم نوحه حضرت زینب(س) را در ماشین میگذارد و من ریز ریز از دوری و دلتنگی حاج محمد گریه میکنم .
🔹پسرم حسین در تاریکی شب من را نمیبیند. اما در همان تاریکی دستش را روی صورتم میکشد و میگوید اگر گریه کنی نوحه را خاموش میکنم.
آنوقت در دلم میگویم: خدایا این قربانی را از من بپذیر💔
#اللٰهُمَعَجِّلْلِوَلیِکَالفَرَجْبِحَقِزینب🥀