ای نزدیکتر از هر برادر!
ای تکیهگاه دلهای بیقرار!
ای موعود دلهای منتظر و مرهم زخمهای پنهان!
تو را نمیبینم، امّا حضورت را در هر لحظه حس میکنم!
چگونه ممکن است کسی از من دور باشد، امّا در عمق جانم خانه کرده باشد؟
هر صبح با امید آمدنت چشم باز میکنم و هر شب با شوق دیدارت به خواب میروم.
ای پدر مهربانتر از هر پدری!
ای دوست وفادارتر از هر رفیق!
هرگاه دلم از دنیا تنگ میشود، به یاد تو آرام میگیرم.
هرگاه در برابر سختیها خم میشوم، حضور تو را در قلبم حس میکنم که میگویی:
من با تواَم، نگران نباش!
ای آفتاب پنهان!
دلهایمان بیتو تاریک است!
ای چراغ راه هدایت!
قدمهایمان در ظلمت روزگار لرزان است.
دستمان را بگیر و از این بیراههها به سوی نور هدایت کن!
دعا میکنم روزی بیاید که صدای قدمهایت در گوش جهان طنینانداز شود!
روزی که نگاهت قلبها را زنده کند و عدالتت زمین را پر از نور کند!
ای نزدیکتر از هر برادر!
بیا و عطش این دلهای منتظر را سیراب کن!
بیا که دنیای ما بدون تو بیمعناست ...