اوّل، فهم است. تنها کسی می‌تواند عادل باشد که بفهمد؛ آن هم نه سطحی، بلکه عمیق. باید به درون ماجرا نفوذ کند، به عمق ماجرا برسد، زیر پوست حقیقت برود. باید خوب گوش بدهد، کمتر سخن بگوید، بیشتر بشنود، شتاب‌زده تصمیم نگیرد، هیجانی برخورد نکند. همانند غواصی که به عمق دریا فرو می‌رود، باید تا ته حقیقت، تا کنه حرف‌ها و نیت‌ها فرو برود. دوّم، علم است. یعنی داشتن دانش، آگاهی لازم و اطلاعات دقیق در زمینه‌ی موضوع مورد قضاوت. باید بداند چه چیز درست است و چه چیز نادرست؛ و باید بداند که قانون چه می‌گوید، عرف چه حکم می‌کند، منطق چه مسیری را نشان می‌دهد. فرد عادل نمی‌گوید «فکر می‌کنم این‌گونه است»، بلکه می‌گوید «می‌دانم این‌گونه است». سوّم، حکم است. هنگام داوری و صدور رأی، باید روشن، روان و شفاف حکم را صادر کرد؛ بی‌ابهام، بی‌پنهان‌کاری، بی‌دوپهلوگویی. نه خاکستری، نه مصلحت‌اندیشی بی‌مبنا، نه تعارف‌های بی‌جا، نه ضربه زدن به انصاف. حکم باید قاطع باشد، محکم، بی‌لرزش و با وضوح کامل. چهارم، حلم است. و اینجاست که کار دشوار می‌شود. چراکه هر حکمی که صادر می‌شود، خواه‌ناخواه یک طرف محکوم می‌گردد. محکوم گاه ناسزا می‌گوید، گاه تهمت می‌زند، گاه برچسب ناروا می‌زند. همانند همان بوته‌ی خاری که وقتی از باغچه کنده می‌شود، ممکن است دست و جامه شما را زخمی کند. اما شما نباید بلرزید، نباید به خشم بیایید. باید صبور باشید، آرام بمانید، خونسردی‌تان را حفظ کنید. به جای فریاد، لبخند بزنید. به جای دعوا، سکوت کنید. به جای انفجار، بردباری پیشه سازید. حِلم یعنی دل‌تان نسوزد وقتی کسی قدرتان را نمی‌داند. یعنی دستان‌تان نلرزد وقتی شما را متهم می‌کنند. یعنی از عدالت کوتاه نیایید، فقط چون دیگران خوششان نمی‌آید یا پذیرای آن نیستند. پس، عدالت سفری‌ست با چهار منزل: آغازش با فهم، ادامه‌اش با علم، پیش‌روی‌اش با حکم، و ماندگاری‌اش با حلم است. به‌عنوان نمونه، معلمی را تصور کنید که در کلاس نشسته است. دو دانش‌آموز با یکدیگر درگیر شده‌اند. یکی می‌گوید آن دیگری او را زده و آن یکی می‌گوید اولی آغازگر درگیری بوده. حالا معلم باید قضاوت کند و عدالت را در داوری رعایت کند. اگر شتاب‌زده تصمیم بگیرد، یا فقط به سخن یکی از آنان گوش بسپارد، چه خواهد شد؟ اگر نداند اصل دعوا از کجا آغاز شده، چه؟ اگر بخواهد دل هر دو را به‌دست آورد و بگوید: «هر دوی شما مقصرید»، چه پیامدی خواهد داشت؟ و از همه دشوارتر، اگر یکی از دانش‌آموزان پس از اعلام حکم، از معلم برنجد، فحاشی کند، قهر کند یا لج کند، آیا معلم باید از کوره در برود؟ باید تسلیم شود؟ باید برای حفظ سکوت کلاس، بی‌عدالتی کند؟ نه، امیرالمؤمنین می‌گوید: معلم اگر می‌خواهد عادل باشد، باید چهار ویژگی را داشته باشد: اوّل، خوب بفهمد چه رخ داده؛ دوّم، بداند چه درست است؛ سوّم، قضاوتی شفاف و روشن ارائه دهد؛ و چهارم، صبوری و بردباری پیشه کند، آرام بماند، و خشمگین نشود. بر همین اساس، امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «**وَ العَدْلُ مِنْها عَلى أَرْبَعِ شُعَبٍ**» عدالت بر چهار شاخه استوار است؛ چهار ریشه دارد. یعنی اگر این چهار ویژگی را داشته باشی، به مسیر عدالت راه یافته‌ای: نخست: عَلى غائِصِ الفَهْمِ — فهمی ژرف و عمیق یعنی فرد باید مسئله را به‌درستی و از عمق درک کند. دوّم: وَ غَوْرِ العِلْمِ — نفوذ در ژرفای دانش باید به دانشی جامع، عمیق و همه‌جانبه در آن حوزه مسلط باشد. مثلاً اگر اختلافی میان مالک و مستأجری وجود دارد، نخست باید سخن هر دو را بشنود و سپس با قوانین حقوقی مرتبط با مالکیت و اجاره به‌خوبی آشنا باشد. سوّم: وَ زُهْرَةِ الحُكْمِ — صدور حکمی روشن و شفاف، بدون ابهام، بی‌پیرایه، با شجاعت و صراحت کامل. چهارم: وَ رَساخَةِ الحِلْمِ — بردباری و حلمی ریشه‌دار یعنی بردباری و حلم در تار و پود جان و روح او جاری باشد؛ از ژرفای جانش بجوشد. سپس حضرت می‌فرمایند: 🌸 اَلَّلهُم‌صلّ علیٰ محمّدوَآل محمّدوعجّل فرجهُم بحقّ عمه سادات زینب کبری(س) @bashohada_ta_zohor🇮🇷 ♡☆یـازهــــرایازینب(س)☘☆♡