📝📓 خاطره‌ای از «شهید کازرونی» به روایت سردار شهید حاج «قاسم سلیمانی»: 🔹خیلی پیش‌روی کرده بودیم چند نفر از جلو به طرف‌مان می‌آمدند و قد یکی از آنها حدود یک متر از بقیه بلندتر بود همین باعث شده بود که تا هر کدام از بچه‌ها حدسی درباره‌اش بزنند که کیست. 🔹جلوتر که آمدند حاج مهدی را شناختم که روی شانه یکی از عراقی‌ها نشسته و اسلحه‌اش را به طرف بقیه گرفته بود با اینکه هر دو پایش زخمی شده بود اما پنج عراقی را اسیر کرده و روی شانه یکی سوار شده بود تا به خط خودی برسد. 🔹بعداً خودش تعریف کرد که فقط یک گلوله داشته و با همان یکی از عراقی‌ها را که به طرفش حمله کرده بود می‌زند و بقیه را هم اسیر می‌کند. 🔹در همه‌ی عملیات‌ها هرجا کار قفل می‌شد شهیدکازرونی کلید دست ما بود او کلید لشکر بود من به جرأت قسم می‌خورم ذره‌ای ترس در وجود شهید کازرونی راه نداشت. 🌹 عزیزدلم تمام شهدای اطرافت سیّد و اولاد زهرا هستند چه بزم عاشقانه‌ای...🤲😭 التماس‌دعا ظهور و عاقبت بخیری.. @bashohada_ta_zohor🕊 کانال‌وقف‌نوکری‌مادر‌سادات‌هست. ••┅═✧☫یـازهــ‍ــرا«س»🤍✧═┅••