📌 سوریه؛ تراژدی اعتماد به غرب و مذاکره از موضع ضعف پس از سقوط بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴، سوریه به‌جای آنکه مسیر بازسازی، ثبات و بازیابی حاکمیت ملی را در پیش بگیرد، وارد مرحله‌ای شد که بیشتر به یک صحنه جنگ قدرت‌های خارجی تبدیل شد. دولت انتقالی احمد الشرع با حمایت گسترده آمریکا و اروپا شکل گرفت و وعده‌های پرزرق و برق درباره برداشتن تحریم‌ها و سرمایه‌گذاری‌های کلان اقتصادی، امیدهای موقت در میان مردم به وجود آورد. اما این وعده‌ها، مانند بسیاری از تجربیات پیشین در عراق و لیبی چیزی بیش از ابزار فریب نبودند. تحریم‌ها به‌صورت کامل لغو نشدند و به‌جای آن، کمک‌ها و تسهیلات اقتصادی با شروط سخت‌گیرانه‌ای همراه بودند. پذیرش سیاست‌های واشنگتن و بروکسل، تعهد به باز کردن درهای کشور به روی شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران غربی، و حتی دخالت در سیاست‌های داخلی، از جمله شروطی بودند که دولت جدید را از استقلال واقعی محروم کردند. دولت‌های غربی، بیش از هر چیز به منافع خود اهمیت می‌دهند، نه سرنوشت مردم کشورهایی که در بحران به سر می‌برند. آن‌ها در تلاش‌اند تا با حفظ نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی، منطقه را به حیاط خلوت خود بدل کنند. سوریه تنها یکی از قربانیان این بازی است؛ کشوری که اگرچه ظاهراً دولتی مستقل دارد، اما تصمیمات کلان آن به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم زیر سایه قدرت‌های خارجی گرفته می‌شود. اسرائیل؛ سگ هار منطقه آزاد شده توسط غرب ... در این میان، رژیم صهیونیستی، که سال‌ها با ترور، تجاوز و اشغالگری خود، منطقه را بی‌ثبات کرده است، از این فرصت به خوبی استفاده می‌کند. حملات هوایی مکرر به دمشق، هدف قرار دادن وزارت دفاع، کاخ ریاست‌جمهوری و بمباران مناطق در استان سویدا با بهانه حمایت از اقلیت دروزی، نشان‌دهنده نقشه‌ای گسترده برای ایجاد «منطقه بدون نظامی» در جنوب سوریه است. غرب، به ویژه آمریکا و اروپا، با سکوت یا حمایت ضمنی خود، اجازه داده‌اند این تجاوزات ادامه یابد؛ آن‌ها به جای محافظت از حاکمیت سوریه، بیش از پیش عملاً دست اسرائیل را برای دخالت مستقیم باز گذاشته‌اند. این موضوع به‌وضوح نشان می‌دهد که غرب، نه تنها نمی‌خواهد استقلال و امنیت سوریه را تضمین کند، بلکه حاضر است برای حفظ منافع خود، متحدان منطقه‌ای خود (مانند اسرائیل) را آزاد بگذارد تا هر زمان که خواستند به این کشورها ضربه بزنند. آینده کشورهایی که به اسرائیل «نه» نمی‌گویند ... نمونه سوریه، هشداری است به کشورهایی که به دلایل سیاسی یا اقتصادی به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل گام برمی‌دارند. این کشورها ممکن است گمان کنند که با این کار، می‌توانند حمایت غرب را جلب کنند و امنیت یا توسعه بیشتری به دست آورند. اما تجربه سوریه و دیگر کشورهای منطقه نشان داده است: عادی‌سازی روابط با اسرائیل، تضمینی برای محافظت نیست؛ برعکس، احتمال می‌رود کشورها تحت فشارهای بیشتر و حتی تجاوز نظامی قرار گیرند. این روند، زمینه‌ساز دخالت بیشتر غرب و اسرائیل در امور داخلی این کشورها و کاهش حاکمیت ملی خواهد شد. کشورهای عادی‌ساز، ممکن است به سرعت به هدف مانورهای سیاسی و نظامی تبدیل شوند و امنیت و ثبات‌شان به خطر بیفتد. اعتماد به غرب، مذاکره از موضع ضعف و چشم‌پوشی از دخالت صهیونیسم، راه به جایی نمی‌برد جز: - تضعیف حاکمیت ملی و استقلال سیاسی. - وابستگی اقتصادی عمیق‌تر به قدرت‌های خارجی. - افزایش فشارهای نظامی و سیاسی از سوی اسرائیل و متحدانش. - ادامه بحران، فقر و بی‌ثباتی در درازمدت. سوریه تنها یکی از مثال‌های زنده این روند است. تنها راه نجات این کشور و دیگر کشورهای منطقه، بازسازی داخلی، اتحاد ملی واقعی، و مقاومت در برابر فشارها و مداخلات خارجی است. این مسیر دشوار است اما بدون آن، هیچ چشم‌انداز روشنی برای آینده وجود ندارد. 📝 مهسا باقری 💠بسیج دانشگاه فرهنگیان شهید رجایی اصفهان •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ https://zil.ink/bsrajaii