#یادداشت_تحلیلی
🔰
شگرد «صعود برای فرود» در تراژدی الهه حسیننژاد؛
«ترن هوایی ذهنی رسانههای معاند در قتل الهه»
شگرد «صعود برای فرود» در جنگ شناختی، یک عملیات روانی حسابشده است که رسانههای معاند در سه گام اجرا میکنند:
۱. گام صعود: با نمادسازی احساسی و همدردی نمایشی، مخاطب مانند مسافران ترن هوایی، به اجبار به ارتفاع امید و انتظار برده میشود.
۲. گام تعلیق: جامعه در وضعیت انتظار اضطراری معلق نگه داشته میشود تا آماده سقوط شود.
۳. گام فرود: با شلیک شایعات هدفمند، مخاطب از اوج همدلی به پرتگاه خشم و یأس پرتاب میگردد.
نتیجه؟ خلأ ذهنیِ آماده برای پذیرش هر دروغ!
🔅پرونده الهه حسیننژاد، آزمایشگاه زنده این تکنیک بود که در ادامه به واکاوی آن میپردازیم:
🔺
فاز صعود: ساختن نماد از خون؛
رسانههای معاند از نخستین ساعات ناپدیدی الهه، عملیات نمادسازی را آغاز کردند. با تمرکز بر سه ویژگی زن جوانِ شاغل، حامی جنبش زنان و مراقب برادر معلول، چهرهای ایدهآل برای تحریک احساسات ساختند.
ایراناینترنشنال در گزارش ۴ ژوئن، این ناپدیدی را «معمایی در سکوت نهادها» خواند و با مقایسه عمدی با پروندههای سیاسی مانند سما جهانباز، جامعه را در وضعیت «انتظار اضطراری» قرار داد. در شبکههای اجتماعی، هشتگ
#الهه_کجاست به سرعت ترند شد و فضای مجازی را به صحنه همدردی کنترلشده تبدیل کرد.
اینجا، مخاطب بیخبر از نقشه پشت پرده، به اوج صعود عاطفی رسیده بود.
🔺
لحظه چرخش: تیر شایعه بر پیکره حقیقت؛
کشف جسد الهه، سیگنال آغاز فاز فرود بود. رسانههای هماهنگ، همزمان از سه جبهه حمله را آغاز کردند:
نخست، شایعه «تجاوز سیستماتیک» را پراکندند؛ در حالی که پزشکی قانونی در بیانیهای فوری، هرگونه آزار جنسی را رد کرد.
دوم، روایت «قتل ناموسی» را دامن زدند؛ حال آنکه قاتل در اعترافات ویدئویی انگیزه خود را «سرقت گوشی آیفون» اعلام کرد.
سوم، با انتشار عکسهای دستکاریشده از «جسد سالم»، برچسب «قتل سازمانیافته» زدند.
این سه گانه شایعه، دقیقاً هنگامی رخ داد که جامعه در اوج نگرانی بود؛ سقوط از ترن هیجان، حالا کامل شده بود.
🔺
بمبگذاری در خلأ شناختی؛
پس از ایجاد سقوط ذهنی، رسانههای معاند بمبهای تخریبی را در خلأ روانی جامعه کار گذاشتند. شبکههای اجتماعی به صحنه جنگ روایتها تبدیل شد: کاربرانی که روز قبل برای الهه اشک میریختند، امروز با هشتگ جنبش ززآ به میدان میآمدند. رسانههایی چون
رادیو فردا، قاتل را «افغان» معرفی کردند تا تنش قومی ایجاد کنند؛ در حالی که پلیس آگاهی تأکید کرد متهم ایرانی است.
بررسی ها افشا کرد که اکثر اکانتهای موجساز این هشتگها، از خارج مدیریت میشدند. هدف نهایی؟ تبدیل یک جنایت معمولی به «سند فروپاشی امنیتی نظام».
☑️
پدافند زنده: چگونه نبرد را بردیم؟
موفقیت جمهوری اسلامی در خنثیسازی این حمله، مدیون سه اقدام کلیدی بود.
✓
نخست، ضربت روایی قوه قضائیه که با انتشار اعترافات ویدئویی قاتل در ۲۴ ساعت، انگیزه سرقت را مستند کرد.
✓
دوم، هماهنگی بیسابقه نهادها؛ از بیانیه مشترک پزشکی قانونی و پلیس آگاهی تا افشای شبکه شایعهپراکنان توسط دادستانی.
✓ اما نقطه عطف، واکنش هوشمندانه خانواده الهه بود؛ که با همراهی نکردن رسانه های معاند، دیوار دروغها فروریخت. اینجا، مردم به جای پذیرش روایت معاندان، شاهد سواد رسانهایِ زنده یک خانواده معمولی بودند.
🔚
پایاننامه تکراری رسانههای بدسابقه؛
در این میان، برخی رسانههای داخلی، با تیترهای تشویشآمیز و سابقه تحریف حقایق، در پرونده الهه حسیننژاد از نقش ناظر به بازیگر بحران تبدیل شدند. پلیس در ۴۸ ساعت قاتل را دستگیر کرد و قوه قضائیه رسیدگی کرد، اما این رسانهها با روایتهای هماهنگ، مهساسازی تکراری را رقم میزنند.
#بحرانسازی_زنجیرهای که با هدف نابودی اعتماد به نهادهای امنیتی-قضایی طراحی شده، تنها بازی با آتش دشمن است.آیا این رفتارها جز تقویت دامنه تخریبگران خارجی، چه میآورد؟! آیا عدم برخورد قضایی با این رسانه ها، تسلیم به نقشه تضعیف نظام نیست؟!
✍
#ح_عرفانیان
#الهه_حسین_نژاد |
#جنگ_شناختی
#سواد_رسانه |
#مخاطب_هوشمند
🔅اندیشه ورزان🔅
🆔
@andishvarzane