بگوید آسمان با یک اشاره هلال ماه غم سر زد دوباره محرم آمده یک بار دیگر به کوچه کوچه ما می زند سر محرم آمده با چشم گریان بگوید از غم و داغ فراوان محرم قصه ها دارد به سینه بگوید درد دل های مدینه محرم پر ز آه و شور و شین است محرم راوی عشق حسین است محرم گوید از بوی گل یاس که آمد بر مشام سرخ عباس محرم گوید از دست بریده و تیری که نشسته روی دیده محرم گوید از یک پیکر گل که پر پر گشته با صبر و تحمل محرم گوید از شش ماهه اصغر که از فرط عطش بر دست مادر زند هی دست و پا با چشم گریان پدر او را برَد بر سوی میدان برای کودک بی حال بی تاب طلب سازد ز دشمن قطره ای آب و لیکن جای آبی از سبویش زدند تیری سه شعبه بر گلویش دریدند حنجرش را گوش تا گوش نگردد تا ابد این غم فراموش محرم گوید از گودال مقتل از آن گرما و حس و حال مقتل از آن شمشیر و آن نیزه شکسته از آن شمری که بر سینه نشسته از آن رنجی که بر دل ها رسیده از آن سر که ز پیکر شد بریده محرم گوید از سوز دل و تب محرم گوید از افسوس زینب محرم گوید از سرهای بر نی که راه شام و کوفه می کنند طی محرم گوید از رنج اسارت غل و زنجیر و شلاق و جسارت بگوید از نوایی بی محابا که زینب خطبه خوانده مثل بابا محرم قصه هایی تازه دارد که خون از دیده دنیا ببارد ✔️ جامعه نیازمند تبیین و آگاهیست 👈 👇 بصیرت ظهور &ایتا👇 eitaa.com/basiratezohor  👈 👇 https://splus.ir/basiratezohor