🔻
کف خیابون
صفحۀ ۴۵
افشین گفته بود: از حرفای افسانه به مامانم فهمیدم که شبهایی که افسانه، مامانو آرایش میکرده و با هم لباسهای مدلینگ میپوشیدن و عکسهای فیگوری و ژستی میگرفتند با برنامه بوده! …فائزه یهو دوید و رفت گوشیمو به کورش خان نشون داد!…کورش داشت به عکس … و چهره مامانم نگاه میکرد، اما دیگه کار از کار گذشته بود، نمیتونستم خودمو غیرتی نشون بدم… دو سه روز بعدش کورش به من گفت: افسانه خانم! این مامانِ رویای شما، شده رویای من! دوس دارم ببینمش و حتی اگر دیدم اهل دل هست، دعوت به همکاریش کنم…
✍️ نکته:
گاهی تابوشکنی این است که به نام یک کتاب خوب، و کتاب امنیتی، حیا و حریم را کمکم بشکنی
ازاینگذشته بعضی از کلمات و صحنههای جنسی و جسمی زنان از زبان یک پسر نوجوان که خودش پاک است جای سؤال دارد!
صفحات ۶۸و۶۹
دیگه چشمای هیز اون همه دکتر و مرد و پرستار و بیمارهای دیگه به پرو پاچه مامانم جای خودش را داشت… اگه حرفی میزدم، میگفتن حالا رگ ناموسپرستیت ورم کرده؟! حالا که خواهرت داره زور میزنه تا جنازه جنینش را پس بندازه؟! اگه هم دم نمیزدم، با خودشون فکر میکردن عجب پسر خلی!
✍️ نکته:
ازطرفی افشین را فردی معمولی نشان میدهد و از طرف دیگر این حرفها را از زبان او بیان میکند!
صفحۀ ۱۱۱:
جالب اینجا بود که ۲۳۳(نام مامور امنیتی زن) بین آن زنها و دخترها نشسته بود…. گفت: آنالیزشون چندان دشوار نبود. برای پول در آوردن میرفتن کراچی و لاهور… همون اول شب و قبل از پذیرایی هواپیما، قرص جلوگیری خوردند و حتی به بقیه دوستانشون هم تعارف کردند! در تمام طول پرواز رامین تاجزاده فقط گاهی با بقیه شوخی کرد و بقیه مدت پرواز را مشغول شوخیهای رکیک و … با دختر جوان کنار دستش بود!…
✍️ نکته:
در بسیاری از آثار حدادپور ــ درست مثل اینجا ــ صحنهها و مطالبی هست که نهتنها بودنشان ضروری نیست، که هیچ نیازی به بیان آنها نیست و به قصه نیز کمکی نمیکند. تنها نقش اینها تابوشکنی و حیازدایی برای جذب مخاطب است!
✔️ جامعه نیازمند تبیین و آگاهیست
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
https://splus.ir/basiratezohor