ما در این سازمان جهنمی
#مجاهدین_خلق بقدری تحقیر و تحمیق شده بودیم که در نشستها دیدن مسعود و مریم در سالهای ابتدای ورود به اشرف برایمان چقدر هیجان داشت.
اما سال ۷۰ به بعد ورق برگشت. وقتی دختر عموی من از گرفتن موز از
#مريم_رجوی دچار هیجان شده بود و با هزار ترس از دیده شدن برام تعریف کرد، نشد تحقیرانه بگم « زندگی و شرفمون رو با یه موز فروختیم به میمونی مثل مریم...»
امروز من رها شدم و سارا هنوز حقیرانه محبوس است!
این عکس یادآور آخرین دیالوگ من و سارا شد.
✍نادم
✔️ جامعه نیازمند تبیین و آگاهیست
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
https://splus.ir/basiratezohor