خانم مهندس «فروز رجاییفر» كه در آن زمان در رشتهی مهندسی شیمی، گرایشپلیمر، در دانشگاه امیركبیر (پلی تكنیك سابق) تحصیل میكرد، میگوید:
«شب قبل از 13 آبان، از طرف انجمن اسلامی دانشكده با ما تماس گرفتند و از ماخواستند كه ساعت 7 صبح روز 13 آبان، در محل دانشكده حضور داشتهباشیمو این مساله، در چهار دانشگاه دیگری هم كه هماهنگ شده بود (دانشگاههایپلی تكنیك، ملی، صنعتی شریف و تهران) صورت گرفت...صبح 13 آبان،جلسات توجیهی در هر كدام از این دانشگاهها، برای بچهها برگزار شد و جریانتسخیر انجام شد...در این جلسات، ضرورت این كار بیان و به زمینههای آناشاره شد، مثل سفر شاه به آمریكا و فرمایش حضرت امام كه فرموده بودندطلبهها و دانشجویان و دانشآموزان، حملات خود را نسبت به آمریكا زیاد كنندو این كشور را وادار به استرداد شاه كنند، یا ملاقاتی كه نخست وزیر دولتموقت (مهندس بازرگان) با برژینسكی در الجزایر انجام داده بود كه آنها همهزمینهی اعتراض را فراهم كرده بودند. در آن جلسه، عنوان شد كه ما این كار را بهعنوان اعتراض به عمل آمریكا، انجام خواهیم داد و اگر ـ احیاناً ـ حضرت امام بااین كار مخالف باشند، چون اسم خودمان را دانشجویان پیرو خط امامگذاشتهایم، قطعاً تبعیت میكنیم و جریان را خاتمه میدهیم و اگر ایشان تاییدفرمودند كه ـ طبیعتاً ـ برای ما وضعیت بسیار ایدهآلی پدید میآمد.
از مطالب دیگری كه در آن جلسه مطرح شد، این پیش بینی بود كه در اثر اینتسخیر، دولت موقت استعفا دهد كه از نظر ما، خسران به حساب نمیآمد. چونما به این تحلیل و نتیجه رسیده بودیم كه دولت موقت، با مسیر انقلابهمخوانی لازم را ندارد و میتوانم بگویم از این پیشبینی كه امكان دارد دولتموقت استعفا دهد، خوشحال و راضی بودیم. البته این را باید اضافه كنم كه اصلاًقرار بر این نبود كه بحث تسخیر، تا این مدت طول بكشد. برنامهی ما چندساعت و در نهایت، یكی دو روز بود. هدفمان هم جمعآوری نمایندگانرسانههای بینالمللی بود، به صورتی كه این خبر در دنیا انعكاس پیدا كند و ایناعتراض دانشجویان، به عنوان نمایندگان ملت ایران به گوش جهان برسد. درواقع، ابعاد ماجرایی كه انجام شد به هیچ وجه برای بچهها پیش بینی شدهنبود.»