امام رضائیا گوش کنن
گفتند کسی در مزرعه اش مشغول کار بود به دلش افتاد که از خدا چیزی بخواهد.
با خودش گفت نباید از خدا چیز کمی خواست.
دعا کرد تا خداوند تپه بزرگ مقابلش را تبدیل به تپه ای از جواهر کند.
ناگاه دید که تپه بزرگی که داخل مزرعه اش بود، تبدیل به تپه ای از جواهر شده.
به رسم سپاس به سجده افتاد.
در سجده با خدا نجوا کرد: کور شود هر چشمی که از تو چیز کم بخواهد!
سر از سجده برداشت و متوجه شد دیگر جایی را نمی بیند!
خداوند و بندگان برکزیده اش را با خودمان مقایسه نکنیم.
طلبه پیاده
✔️ جامعه نیازمند تبیین و آگاهیست
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
https://splus.ir/basiratezohor