سیل خیلی درد داشت. خیلی... اما... به این فکر می کنم گاهی بعضی چیزا رو شاید فقط یه سیل بتونه بشوره ببره. مثل اولویت بندی بعضی ها برای سال 98. دوست ندارم زیاد بازش کنم؛ ولی این زاویه رو پررنگش می کنم که روزی بلا بر قومی قطعی شد. گناهانی مرتکب شده بودند که هیچ راه برگشتی نداشت. آثار عذاب آشکار شد. پیامبر امتش رو ترک کرد. قوم لجوج و عنود که تا الآن زیر بار هدایت نمی رفتند مطمئن شدند که کار از کار گذشته و این آخر خط است. تصمیم گرفتند حالا که زمین و آسمان به آنها پشت کرده چند روز آخر دار و ندارشان را بریزند وسط و فقیر و غنی هر چه دارند بخورند و وقت بگذرانند تا مرگ را تجربه کنند. ناگهان آثار عذاب به عقب برگشت و داستان به گونه دیگری رقم خورد. خداوند به واسطه ترحمی که مردم به هم کرده بودند به رحم آمد و عذاب را از آنان برداشت و توسط پیامبرشان از ایشان خواست که توبه کنند و راه درست را ادامه دهند. شاید سیل ویرانگر فرصتی باشد برای یک تحول عظیم و موفقیتی که هیچ امیدی به آن نداشتیم. شاید... پارسا بصیرت ظهور &تلگرام👇 telegram.me/basiratezohor سروش👇 sapp.ir/basiratezohor ایتا👇 eitaa.com/basiratezohor 🆔 @Haj_Ghasem1