مردم نمی خواهند قبول کنند که خودشان پای ورقه سفید رفتارهای دولت را امضا کرده اند و امروز تنها می توانند تا انتخابات بعدی منتظر بمانند.طبق قانون شما اجازه داده اید روحانی کشور را به دست دشمنان بسپارد و هیچ راهکاری برای توقف این فرایند وجود ندارد زیرا شما مجلس را هم به آنها سپردید.
انتخاب دار و دسته روحانی انتخاب غرب برای اداره ایران بود و این را مردم دانسته رأی دادند و بر انتخابشان اصرار کردند. نتیجه طبیعی قضیه بسیار حادتر از آن چیزی ست که مشاهده می کنید. سنگرهایی که هنوز فتح نشده اند مانع تحقق کامل اهداف شده اند ولی امکان بیش از این وجود ندارد.
روحانی یک سیاستمدار غربی در لباس ایرانی ست.او پرورده انگلیس و برده تفکر سیاسی آنهاست.اروپا برای روحانی یک طرف مذاکره نیست، روحانی از طرف اروپا با رئیس جمهور ایران مذاکره می کند. مردم دقیقا به همین دلیل به او رأی دادند و امروز شاهد نقد شدن وعده های روحانی به غرب هستند.
شما هیچ چیز ایرانی جز یک پوسته از روحانی و دار و دسته اش نمی بینید. جماعتی خالی از ولایت الله،خالی از اسلام،خالی از امام،خالی از انقلاب، خالی از ایران و لبریز از کفر،لبریز از شیطان،لبریز از انگلیس،لبریز از غرب،لبریز از دنیاپرستی،لبریز از استکبار،لبریز از ولایت طاغوت.
در هر تصمیمی،هر تصمیمی،منافع اروپا در نظر گرفته می شود.گاهی منافع ایران و سایرین در مسیر خودبخودی آن قرار می گیرد و گاهی نه.در هر صورت همان چیزی اجرا می شود که منافع اروپا را تأمین می کند.او به سوگند اول خود وفادار است.هیچ گاه وطن اختیاری را به وطن اجباری نمی فروشد.
گروهی که به صدق و صفا و بساطت روح خود قیاس می کنند متحیرند که چگونه ممکن است این حجم از خیانت؟!. ولی باید بدانید که چنین افرادی رفتار خود را خدمت می دانند نه خیانت. فداکاری و از خودگذشتگی می دانند نه خودخواهی. آنها باور کرده اند که غرب وطن معنوی آنهاست و تعلق به آن دارند.
نگرانی امثال روحانی افشای خیانت به سرزمین مادری نیست.آنها دلیل کافی برای ایمان به این کار دارند تا آن را مقدس بدانند.آنها به عنوان یک اروپایی خود را منجی ایران و منطقه می دانند.جهان بینی غربی را پذیرفته اند و سعادت و شقاوت را از آن زاویه تحلیل می کنند.لذا ایران را ویران کردند.
نگرانی اصلی تفکر مولد و حامی روحانی این است که تا کدام نقطه و لحظه فرصت نقد کردن ایران و منطقه تحت نفوذش را برای غرب خواهند داشت. لذا با رشد منطقه ای و بین المللی ایران مشکلی ندارند. مشکل اصلی آنها این است که سکان این قدرت و ناخدای این کشتی به دست تفکر غرب باشد نه اسلام و ایران.
برنامه بلند مدت غرب محاصره تمام عیار ایران است.
1.کنترل و انتحار جمعیتی (انهدام آینده)
2.انکار سنت و استحاله فرهنگی (انهدام گذشته)
3.بلاتکلیفی،سرگشتگی،فرسودگی و بحران زدگی در کشور (انهدام نظم و نظام و فرصت تغییر)
روحانی و تفکر حامی او این سه هدف را اجرا می کنند. با برنامه،بی عجله
تغییر جهت یک جامعه مانند تغییر در یک فرد نیست. همانطور که تغییر جهت یک کشتی عظیم به سادگی یک قایق نیست. روند تغییر بر خلاف انهدام زمان بر و تدریجی است. دشمن به دنبال انهدام نیست تا روزی که بداند می تواند این کشتی را سالم به غنیمت بگیرد. روزی که ناامید شد به آن خواهد اندیشید.
به روی کار آمدن تفکر مولد روحانی ها این امید را به دشمن می دهد که بدون درد ایران را برای منافع خود اجاره کنند و در بلند مدت به غنیمت بگیرند. لذا خطر جنگ دروغ آشکار است. خطر، خطر استحاله است. برآیند چالش ها و تنش ها در بلند مدت باید قوسی را نشان دهد که ایران را به ساحل غرب برساند.
و یا اینکه جبهه انقلاب گوش به فرمان ناخدای انقلاب به گونه ای رفتار کند که غرب را به زانو زدن در برابر ایران وادار کند. تصمیمات رهبر معظم انقلاب محاسبات دشمن را دچار تغییرات اساسی کرد. آنها امروز می دانند که پروژه انهدام بسیار گران تمام می شود. این یعنی زمان و فرصت بیشتر برای ما.
ایران دیگر آن قایق تفریحی پیش از انقلاب نیست.ناوگان عظیمی ست که هر روز بزرگتر می شود و این طمع غرب را بیشتر و بیشتر برمی انگیزد که به شکار سیمرغ برود و با یک تیر ده ها نشان بزند.نقطه تمرکز دشمن روی فرمانده این ناوگان است.تمام فشارها برای جهت دادن نارضایتی و نافرمانی به سوی اوست.
جنگ نرم،عبور از قانون و نافرمانی مدنی،جنگ روانی،جنگ اقتصادی،تهاجم فرهنگی،فتنه های سیاسی و بحرانهای اجتماعی... و ده ها پروژه ریز و درشت دیگر تنها برای ایجاد طوفان و تلاطم و شورش و از پا درآوردن سکاندار این کشتی به دست خدمه کشتی ست تا فرصت انتخاب جانشین مورد نظر را به آنها بدهد.
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor