🌹🕊🌹🕊
🕊🌹🕊
🌹🕊
﷽
#تشرفات (قسمت سوم)
ناگاه دیدم آن حیوان ها دست ها را بلند کردند و مولایم را گرفتند و آهسته به زمین گذاشتند و مثل بندگان با ادب و احترام به عقب رفتند، یکی از آن شیر ها به سخن آمد و به وحدانیت خدا و رسالت حضرت نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله و امامت علی علیه السلام و سایر ائمه اطهار علیهم السلام تا خود ایشان شهادت داد و عرض کرد: یابن رسولالله! شکایتی دارم آیا اجازه میدهید شکایتم را عرض کنم؟ حضرت او را اذن دادند.
✨💫✨
عرض کرد: من شیر پیری هستم و این دو شیری که همراه من میباشند جوانند. وقتی طعمهای نزد ما میآورند اینها مراعات حال مرا نمیکنند و آن طعمه را میخورند و مرا گرسنه نگه میدارند. حضرت فرمودند: مکافاتشان این است که آنها مثل تو پیر و تو مثل آنها جوان شوی. تا حضرت این کلام را فرمودند فورا آن شیر پیر، جوان و آن دو شیر جوان پیر شدند. حاضران مجلس خلیفه این معجزات و خوارق عادات را که از آن جان جهان و امام عالمین مشاهده نمودند همگی بی اختیار تکبیر گفتند.
✨💫✨
معتمد ترسید. نزدیکانش هم خیلی وحشت کردند و رنگهایشان پرید، لذا همان لحظه به من دستور داد آن سرور را نزد پدر بزرگوارشان حضرت امام عسکری علیه السلام برگردانم. هنگامی که ایشان را نزد پدر بزرگوارشان آوردم و ماجرا را عرض کردم. حضرت عسکری علیه السلام مسرور شدند و فرمودند: میوه دلشان را به سرداب برگردانم. من هم امتثال امر کردم و آقا را به سرداب برگرداندم.
📚عبقری الحسان ج١ ص١٠٨
📚ملاقات با امام زمان در کربلا ص١۵٧
🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة
🕊✨اللهم عجل لولیک الفرج✨🕊
🌹یــــوســــف زهـــــرا (س)🌹
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor