در جنگ جهانی اول، دو مهمان ناخوانده از چپ و راست به ايران ريختند، اوضاع ايران خيلی متشنّج شده بود، اصلاً كشوری شده بود بی صاحب . يك وضع عجيبی بود. و مردم ايران،هيچ تكيه گاهی نداشتند. مرحوم ميرزای نائينی، از اين پيشامد ناهنجار به ساحت مقدس به پيشگاه مبارك امام ‏زمان علیه‌السلام، شكايت ‌هاي زيادی می کند. مرحوم ميرزای نائينی (استادِ علامه طباطبایی و آیت الله بهجت) می‌گوید: من خيلی به حضرت حجّت علیه‌السلام ناليدم: يابن العسكري! ايران اين ‌طور شده است. مردم، بی سر و سامان شده‌اند، بي پناه شده اند.يك روز بر من شد و حضرت را زيارت كردم. ديدم حضرت در کنار ديوار مرتفعی که سر به آسمان كشيده، ایستاده‌اند. ديدم ديواري که چهل متر ارتفاع دارد، پنج متر بالاي ديوار منحنی شده است، و قريب است كه بیافتد، چرا که به يك مویی بند است. . ديدم انگشت حضرت هم به طرف ديوار است. اين ديوار، است (این عین عبارت است که استادِ من می گفت) كج می‏شود، امّا ما با انگشتمان نگهش داشته‌ایم اين ‌جا شيعه خانه ما است. كج می‌ شود، اما نمی‌گذاريم خراب بشود. 👈 👇 http://sapp.ir/basiratezohor @basiratezohor eitaa.com/basiratezohor