🔻در ابتدا ابواسماعیل از ابوحسن در مورد بمبارانی که به وسیله ارمنی ها اتفاق افتاده است، میپرسد. ابو حسن خبر از وخامت اوضاع و همچنین خبر از کشته شدن تعداد زیادی از افرادش را میدهد که در بمباران ارمنی ها کشته شده اند. 🔻اما با این تعداد تلفات باز هم دارند آنها را به پیشروی در جبهات جنوبی مجبور میکنند. تروریست ها در منطقه هُرادیز(در نزدیکی مرز ایران و منطقه اصلاندوز) حضور داشته اند.. 🔻ابوحسن میگوید آذری ها به ما غذا نمیدهند تعداد بسیار زیادی از نیرو ها زخمی شده اند. آنها زخمی های ما را به عقب برنمیگردانند. آنها میخواهند ما در همینجا کشته شویم. پولی هم به ما پرداخت نشده است. 🔻ابواسماعیل میگوید آذری ها به ما هم پولی نداده اند اما آنها { آذری ها} تصاویری از جنازه ارمنی های کشته شده میخواهند تا آن تصاویر را پخش کنند. در صورت گرفتن ویدئو و عکس، آذری ها و ترک ها به ما پول خواهند داد. 🔻ابواسماعیل از ابو حسن میپرسد شما چه لباسی بر تن دارید؟ لباس خودتان یا لباس ارتش آذربایجان؟ ابو حسن میگوید ما لباس ارتش آذربایجان را بر تن داریم. و در لباس آنها میجنگیم 🔻ابوحسن میگوید که از نیرو های توپخانه آذربایجان شنیده است که آنها باید از قصد شلیک های کوری به مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و آن را به عنوان خطای انسانی سر پوش بگذارند. 🔻ابوحسن در ابتدا فکر میکرده که این آذری ها ترک هستند اما الان متوجه شده که شیعه اند! میگوید اینها چگونه شیعه هایی هستند؟ 🔻ابواسماعیل میگوید اینها کل روز مست هستند... 🔻ابوحسن از حضور در قره باغ ناراضی است، سردرگم شده است و نمیداند که چرا دارد اینجا میجنگد. او قسم میخورد که به سمت ایرانی ها میرود(فرار میکند) 👈 👇 http://sapp.ir/basiratezohor بصیرت ظهور &ایتا👇 eitaa.com/basiratezohor