ملاقات با 💞 امام زمان عج 💞
مرحوم آیة اللّه آقاى سيد «ابوالحسن اصفهانى»از مراجـع
معروف زمان ما است.
او مكرّر خدمت حضرت «بقيةاللّه» ارواحنا فداه رسـيده
كه من جمله قضيه زير است.
در كتاب « گنجينه ى دانشمندان» از علاّمه ى متتبع مرحوم
آقاى حاج سيد «محمد حسن ميرجهانى» (قدس سـرّه) نقـل
مى كند كه او فرمود:
يكى از علماء زيدى مذهب، به نام «بحرالعلوم» كه در يمن سكونت داشت و منكر
وجود مقدس حضرت «ولى عصر» ارواحنا فداه بود، به علماء و مراجع آن وقت نامه ها
نوشت واز آنها براى اثبات وجود مقدس آن حضرت دليل مى خواست.
آنها به او جواب مى دادند، ولى او قانع نمى شد.
تا آنكه نامه اى براى مرحوم سيد «ابوالحسن اصفهانى» نوشـت و از ايـشان جـواب
خواست، مرحوم آقاى آية اللّه اصفهانى در جواب نامه نوشته بودند، كـه اگـر شـما بـه
نجف بيائيد پاسخ شما را شفاهى خواهم داد.
لذا «بحرالعلوم يمنى» با فرزندش سيد ابراهيم و جمعى از مريدانش به نجف اشرف
مشرّف شدند و بحرالعلوم به خدمت مرحوم آية اللّه سيد ابوالحسن اصـفهانى رسـيد و
به او گفت: من طبق دعوت شما به اين مسافرت آمده ام، اميد است جوابى را كه وعـده
فرموده ايد به من بدهيد، تا استفاده کنم
مرحوم آية الله اصفهانی فرمودند:
فردا شب به منزل ما بيائيد، تا جواب سؤال شـما
را بدهم.
بحرالعلوم و پسرش شب بعد به منزل مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى رفتند، پـس
از صرف شام و نقل مطالبى درباره ى وجود مقدس آن حضرت و رفتن ميهمانان ديگـر
و متفرّق شدن آنها و گذشتن نيمى از شب.
مرحوم آ یة اللّه اصفهانى به خدمتکارشان مشهدى حسين فرمودند: چراغ را بـردار و بـه
بحرالعلوم و فرزندش گفتند برويم تا خود آن حضرت را ببينيم.
آقاى ميرجهانى فرمودند: ما كه آنجا حاضر بوديم، خواستيم با آنها بـرويم، آيـةاللّـه
اصفهانى فرمودند: شما نيائيد فقط بحرالعلوم با پسرش بيايند.
آنها رفتند ما نفهميديم كه به كجا رفتند، ولى فرداى آن روز كه من بحرالعلوم يمنى
و فرزندش را ملاقات كردم و از جريان شب قبل سؤال نمودم او گفـت: بحمداللّـه مـا
مشرّف به مذهب شما شديم معتقد به وجود مقدس حضرت «ولى عصر» (عليه السلام)
گرديديم.
گفتم: چطور؟
فرمود: آقاى آ یة اللّه اصفهانى حضرت «ولى عصر» (عليه السلام) را به ما نشان داد.
پرسيدم: چگونه او حضرت «بقيةاللّه» را به شما نشان داد؟
گفت: وقتى ما از منزل بيرون آمديم، نمى دانستيم بـه كجـا مـى رويـم، تـا آنكـه در
خدمت آية اللّه اصفهانى به «وادى السلام»
وارد شديم در وسط وادى السلام محلّى بود
كه آن را مقام حضرت "ولى عصر علیه السلام" می گفتند
آية اللّه اصفهانى وقتى به در مقام رسيد چراغ را از مشهدى حسين گرفـت و تنهـا
مرا با خود به داخل مقام برد، در آنجا وضويش را تجديد كرد.
پسرم به اعمال او مى خنديد، آنگاه چهار ركعت نماز در آن مقام خوانـد و كلمـاتى
گفت: كه آن را نفهميديم، ناگهان ديديم، آن فضا روشن شد در اينجا پسرش مى گفـت:
در اين موقع من بيرون مقام ايستاده بودم، پدرم بـا مرحـوم سـيد ابوالحـسن اصـفهانى
داخل مقام بودند، پس از چند دقيقه صداى پدرم را شـنيدم، كـه صـيحه اى زد و غـش
كرد.
نزديك رفتم ديدم، آ یة اللّه اصفهانى شانه هاى پدرم را مى مالد، تا بهوش بيايد وقتـى
از آنجا برگشتيم پدرم گفت: حضرت «ولـى عـصر» (عليـه الـسلام) را ديـدم و او مـرا
مشرّف به مذهب شيعه اثنى عشرى فرمود و بيـشتر از ايـن، خـصوصيات ملاقـاتش را
نگفت و پس از چند روز به يمن برگشت و چهار هزار نفر از مريدانش را شيعه دوازده
امامى کرد.
#تشرفات_به_محضر_امام_زمان_عج
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor