حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاست هزار شعله ی سوزان و آه سرد اینجاست نگاه کن که ز هر بیشه، در قفس شیری ست بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست بیا که مسئله بودن و نبودن نیست حدیث عهد و وفا می رود، نبرد اینجاست بهار آن سوی دیوار ماند و یاد خوشش هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست به روزگار شبی بی سحر نخواهد ماند چو چشم باز کنی صبح، شب نَورد اینجاست جدایی از زن و فرزند سایه جان ! سهل است تو را ز خویش جدا می کنند ، درد اینجاست   عملیات خیبر صلی اَللهُ عَلیکْ یا اباعبدلله (ع) 👈 👇 http://sapp.ir/basiratezohor بصیرت ظهور &ایتا👇 eitaa.com/basiratezohor