🔻مرغِ پخته شده خواند و خندید! ⚠️داستان از آنجا شروع می شود که محمدرضا زائری در یک نیرنگ رسانه ای ادعا می کند به او آب دهان انداخته اند و یک راننده تاکسی با وضع بدی او را وسط خیابان پیاده کرده است! 💢زائری که یکی از جماعتِ همیشه طلبکار است، دوباره ادعا می کند از او شماره پلاک آن راننده را خواسته اند اما موافق با پیگیری موضوع و ایجاد مشکل برای آن راننده نیست! ⛔️و به همین راحتی ضمن قهرمان سازی از خودش که گناه رانندۀ تاکسی را بخشیده، پروژۀ قبح شکنی از مقدسات را کِش می دهد... 💠البته من نیز با دیدن این خاطرۀ زائری به یاد خاطرات سال های دبیرستانم افتادم؛ دبیر مطالعات اجتماعی مان که اتفاقا اصلاح طلب چندآتیشه هم بود، در کنار پاسخ های نامربوط دانش آموزان در برگ امتحان می نوشت؛ مرغ پخته شده خواند و خندید! ❇️اما فارغ از کذب و صدق ماجرا، به نظر شما تشخیص و عمل آن راننده و یا آن فردی که آب دهان پرت کرده، در مواجهه با کسی که سال هاست بر بودجۀ سازمان های فرهنگیِ دولتی خیمه زده و امروز باید پاسخگوی عملکردش باشد نه سردمدار قُبح شکنی، اشتباه بوده است؟ ✍ 👈 👇 http://sapp.ir/basiratezohor بصیرت ظهور &ایتا👇 eitaa.com/basiratezohor