دلواپسيهاي پدر -۲
امام در تفسير آيه شريفه «ما جعلالله لرجل من قلبين فيجوفه» ميفرمود «محبت ما و محبت دشمنان ما در يک سينه جمع نميشود». آنان که پاي فلسفه حيات و سياست امام ماندند، مانند خود حضرت مصداق آيه شريفه 207 سوره بقره بودند.
«و منالناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله». همين بيهمتايي در بندگي پروردگار بود که سبب ميشد پيامبر(ص) در کارزار رعبانگيز خندق و در محاصره سخت دشمن شهادت دهد «برز الايمان کله اليالشرک کله. ايمان با تماميت خويش در برابر تماميت شرک به ميدان آمده» و پس از به زمين زدن پهلوان سپاه احزاب توسط علي عليهالسلام اعلام کند «ضربهًْ عليٍ يومالخندق افضل من عبادهًْ الثقلين». چند گروه بيطاقت و ناشکيب، امت را از مهربانيهاي سرشار چنين پدر دلسوزي محروم کردند.
1-جريان معارضي که حق را ميشناختند و به خاطر دنياطلبي از همان آغاز در مقابل جبهه عدالت ايستادند و جبهه باطل و ظلم را تشکيل دادند
2-جرياني که حق و باطل را ميشناختند و با جبهه حق همراه بودند ولي در ميانه راه به درد بيدرمان زيادهطلبي و امتيازخواهي گرفتار آمدند و با چاشني تکبر و استکبار که مرض اصلي گروه اول بود، دچار ارتجاع و انقلاب به عقب شدند و جبهه اول آنان را سپر بلا و آلت دست خود قرار داد.
3-جرياني که شناخت عميقي از حق و باطل نداشتند و به اعتبار خيانت برخي سران خود، در زمين دشمن بازي کردند. ضعف در امامشناسي و دشمنشناسي و بصيرت، آنها را در بحبوحه جنگ صفين به حربه برنده در دست دشمن تبديل کرد.
اين 3 فرقه، دشواريهاي هميشگي برپايي حق و مزاحمان اصلي در نوشاندن جرعه عدالت به تودههاي مردمند. يکي از نامههاي تکاندهنده حضرت، خطاب به يار باوفاي خويش، کميل بن زياد نخعي است که همواره در خدمت امام ماند اما در امارت هيت بهجا عمل نکرد.
اميرمومنان در نامه 61 خطاب به کميل عباراتي درسآموز براي همه دوستداران مسئوليتشناس مينويسد. «تضييع و تباه کردن انسان کاري را که به او سپردهاند و برعهده گرفتن کاري که برعهده ديگران ميباشد، ناتواني وي و انديشهاي ناقص است. تاخت و تاز به اهل قرقيسيا و رها کردن مرزهايي که تو را به حفظ آن گماردهايم، و کسي نيست آن را پاسداري کند و سپاه دشمن را باز دارد، نشانه نارسايي انديشه و تدبير است. تو پلي شدهاي براي هر دشمني که بخواهد به دوستانت بتازد و غارت کند، نه شانهاي استوار داري و نه هيبتي و نه مرزي را تواني بست و نه شوکت دشمن را تواني شکست و نه مردم ملک خويش را تواني که بينياز کرد».
کميل که از ياران شريف و کم نظير اميرمومنان است. اما پل شدن دوستان در خدمت دشمن و عدم شناخت و اهتمام کافي نسبت به مسئوليت، رنج ديرين اولياي حق در طول تاريخ بوده است.
نامههاي پدر مهربان امت، هر کدام باب تازهاي در فلسفه حيات سياسي ميگشايد؛ چه آنجا که خطاب به اسود بن قُطبه فرمانده لشکر جلوان يادآور شد «بدان که دنيا خانه ابتلا و آزمايش است و همنشين آن به اندازه ساعتي فراغت پيشه نميکند مگر آن که همان فراغت- و مشغول امر مهمي نشدن- تبديل به حسرتي براي وي در روز قيامت ميشود» (نامه 59)؛
چه هنگامي که از طلحه و زبير خواست «شما دو پيرمرد! برگرديد از تصميم خويش که امروز بزرگترين کار شما، عار و شرمندگي است قبل از اين که عار و آتش با هم جمع شود» (نامه 54)؛
و چه آن روز که به معاويه يادآور شد «خداوند سبحان دنيا را براي بعد از آن قرارداد و اهل دنيا را در آن مبتلا کرد تا معلوم کند کدام نيکو عملترند. و ما براي دنيا آفريده نشدهايم. ما را فرمان ندادهاند که براي دنيا بکوشيم و جز اين نيست که ما را در دنيا قرار دادهاند تا با آن بيازمايند. و همانا خداوند مرا با تو و تو را با من مبتلا و آزمايش کرد و يکي از ما را حجتي بر ديگري قرارداد» (نامه 55)؛
و «ما و شما بر همان الفت و جماعتي بوديم که يادآور شدي اما ديروز بين ما و شما جدايي انداخت اينکه ما ايمان آورديم و شما کافر شديد. و امروز فاصله مياندازد اينکه ما استقامت ورزيديم و شما- بعد از ايمان ظاهري- دچار فتنه شديد و از حق انحراف پيدا کرديد» (نامه 66 نهجالبلاغه).
💢ادامه دارد💢
#ایمانی
👈
#خبرهای_کم_ولی_خاص👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor