شب شده و شهر شلوغ است ومن دنبال تو می گردم و می دانم همین حوالی هستی. و می دانی که من تنها در تاریکی در هیاهو در شلوغی در ایستگاه نشسته ام خیره به خیابان و تو را آرزو می کنم از میان دستانت آسمان ها پیداست چشم هایم را می بندم دست هایت را می گیرم و تو من را به سوی کهکشان ها می بری... 👈 👇 http://sapp.ir/basiratezohor بصیرت ظهور &ایتا👇 eitaa.com/basiratezohor