نقشه دستگاه هارون
در مدتی که حضرت در زندان بودند دستگاه هارون نقشه ای کشید برای اینکه بلکه از حیثیت امام بکاهد. یک کنیز جوان بسیار زیبایی مأمور شد که به اصطلاح خدمتکار امام در زندان باشد. بدیهی است که در زندان، کسی باید غذا ببرد، غذا بیاورد، اگر زندانی حاجتی داشته باشد از او بخواهد. یک کنیز جوان بسیار زیبا را مأمور این کار کردند، گفتند: بالاخره هرچه باشد یک مرد است، مدتها هم در زندان بوده، ممکن است نگاهی به او بکند، یا لااقل بشود متهمش کرد، یک افراد وِلگویی بگویند: «مگر میشود؟! اتاق خلوت، یک مرد با یک زن جوان!» یکوقت خبردار شدند که اصلًا در این کنیز انقلاب پیدا شده، یعنی او هم آمده سجادهای [انداخته و مشغول عبادت شده است]. دیدند این کنیز هم شده نفر دوم امام. به هارون خبر دادند که اوضاع جور دیگری است. کنیز را آوردند، دیدند اصلًا منقلب است، حالش حال دیگری است، به آسمان نگاه میکند، به زمین نگاه میکند. گفتند قضیه چیست؟ گفت:
این مرد را که من دیدم، دیگر نفهمیدم که من چی هستم، و فهمیدم که در عمرم خیلی گناه کردهام، خیلی تقصیر کردهام، حالا فکر میکنم که فقط باید در حال توبه بسر ببرم؛ و از این حالش منصرف نشد تا مُرد.
📕سیری در سیره ائمه اطهار، ص۱۶۴
✅
eitaa.com/joinchat/928120837C5fba8cd9be
✅
@binesh_yazd