سخت است تصورش هم سخت است ناگهان مجبور باشی دست زن و بچه ات رو بگیری بدون پوشیدن تکه لباسی یا فکر کردن به لقمه نانی یا حتی همراه برداشتن مدرکی و سندی و پاسپورتی و ویزایی فقط ایمانت را و اعتقادات را که همان شیعه علی بودن است با خود برداری و از خانه و کوچه و شهر و بلکه دیارت به نا کجا آباد کشور دیگری ( حتی همسایه مسلمان و هم مرزت ) بگریزی و ندانی تا کی و چکونه و با چه پشتوانه ای و در چه وضعیتی باید بسر ببری ؟؟ آیا در این جهان تو را فریاد رس و داد رسی هست؟ آیا مسلمانی هست که صدای مظلومیت و غربت تو را بشنود ؟ آیا بشری هست که فریاد تنهایی و غربت تو را از گلوی خود خارج کند و بگوش جهانیان برساند ؟ آیا امداد گری هست که دست یاری اش را به سمت تو بلند کند ؟ سخت است . آری ولی جرم شیعه علی بودن ، برای پذیرش چنین سختی هائی ، جرم کمی نیست . سخت است ولی سخت تر از امتحان تو امتحان من است . که آمدم در این ماه مبارک و در این لحظات سحری دست نیایش بسوی خالق یکتا بلند کنم و او را شکر بگویم که مرا در صحت و سلامتی ، و در امنیت و آرامش ، و در رفاه و آسایش ، و فارغ از ترس و نگرانی و دلهره و اضطراب و...... و در وفور ناز و نعمت به مهمانی درگاه خوش وارد نموده که ناگهان یادم آمد ، چه بسیار مردم مسلمان سوری که در این لحظات سحر در بیابان‌های مرز لبنان آواره و بی پناه در میان چادر های سرد و بی بخاری بدون داشتن لباس گرم و مناسب منتظر کمک های هم نوعان خودند تا شاید با یک وعده غذای ناکافی در هر ۲۴ ساعت بتوانند قوت لایموتی برای سحر خویش بدست آورند .