اُرمَوی: پیش از این بیان شد که نوع تعامل با بستگان و فامیل در بسیار مهم است و برایش سه حالت کلی متصور شدیم. حالت اول بود که از قهر و برخوردهای زننده و گزنده شروع میشود تا برخوردهایی همچون سکوت تلخ و دیگر مصادیق... در این حالت باید چگونه باشد؟ آیا اصلا میشود در این حالت با بستگان، تعامل داشت؟ پاسخ روشن است. بر طبق قواعد اسلام در صورت پذیرش ظاهری اسلام از سوی افراد، میتوان با بدترین چنین افرادی تعامل داشت. اما این تعامل به تنوع رفتار آنان، متنوع است و ممکن است با فردی تعامل تا حد رفاقت هم باشد و با فردی دیگر در حد رعایت و با فردی دیگر در حدی از عداوت... باید قواعد اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی را آموخت و در هم آمیخت و به نتیجه رسید... گرچه بسیاری افراد در نتیجه گیری از قواعد، نیازمند مشاوره هستند، البته مشاوره از افراد مورد اعتماد، نه از افرادی که ساحت ها را به اشتباه در هم می آمیزند و همچون برخی آخوندهای تلوزیونی در همه موارد توصیه به رفق می کنند. این غلط است و صاحب این توصیه قطعا مدیون میشود. به هر حال باید قواعد را آموخت. به عنوان مثال قاعده این است که در هر مساله خط حق شناخته شود و بعد خط اخلاق کشیده شود. وقتی شما با کسی بحث کردید، ابتدا باید متوجه خط حق بود و اینکه چه کسی چقدر حق دارد که این را بیشتر فقه و قانون مشخص میکند. پس از توجه به خط حق، حالا میتوان به خط اخلاق توجه کرد. یا از همین باب گاهی تواضع اخلاقی یا خوش‌برخوردی آدابی، حرمت فقهی پیدا میکند... قواعد را باید آموخت و در هم آمیخت و از کسر و انکسار آنها نتیجه گیری کرد و یا با مشاور مشورت کرد تا نحوه برخورد در موارد مختلف روشن شود... پ.ن: در مشاوره حتما باید سراغ مشاوری رفت که برای مُراجِع وقت می گذارد... بله، مشاور باید حاذق باشد، اما وقتی همان مشاور حاذق وقت شنیدن تمام ابعاد مساله را ندارد دیگر به درد مشاوره نمیخورد، چون گاهی نشنیدن و توجه نکردن به یک بُعد قضیه نهایتا در نتیجه‌گیری تاثیر می‌گذارد و میشود کلاف سر در گم... @chandhamsari_Ormavi