روی فرش قرمز ایران مال ماست!
رفتار نوید محمد زاده و همسرش بر ردکارپت جشنواره کن، اگرچه بر خلاف عرف و اخلاق ایرانی بوده است و جدای از اینکه برخلاف هنجارها و انتظارات جامعه ماست اما تلاش در سبب شناسی رفتارهای این چنین، ما را از واقعیاتی مغفول مانده آگاه میکند.
فرش قرمز کن، به استناد ماوقع، در ظاهر عرصه حضور بین المللی سینمای بعد از انقلاب و در باطن افشای شکست فرهنگی ایران بعد از انقلاب است.
تماشاگر خارجی، وقتی با نماینده سینمای ایران مواجه می شود هیچ نشانی از یک فرهنگ کهن و جداگانه نمی بیند. تیپ های تاکسیدو و پاپیون و کشاندن معاشقات خصوصی در انظار و مرئا...چه نشانی از ایران مولد فرهنگ دارد؟
انگار نه انگار که نمایندگان سینمای ایران در کشوری مستقل و صاحب اصول مجزا متولد و بالیده اند.
در تمام این سالها، سیستم حاکم نتوانسته هنجارها و ارزشهای خود را در قالب لباس، رفتار، بیان، تفکر و در یک کلام فرهنگ ایرانی نمایان کند.
هیچ چیزی روی فرش قرمز نیست که نشان دهد تماشاگر و منتقد، با «فرهنگ ایرانی» مواجهند.
حتا ادا و اطوار، بوسیدن و ژست گرفتنها، تقلیدی صرف و مکانیکی از فرهنگ غربی هستند و حضرات نماینده تنها اهتمامشان در این بوده که
«تقلید میکنم پس هستم»!!
سینمای ما، اگرچه به کسی مانند مرتضا آوینی می تاخت که هنر را نه برای هنر بلکه تحت عنوان متعهد، در خدمت ایدئولوژی می خواهد، اما با استناد به آثار تولیدی اش، فیلمسازی را به تریبونی مبدل کرد که از آن شکست فرهنگی ایران را مفتخرانه فریاد بزنند. البته طبق همیشه باز هم میتوان «حوزه مسوولیت فردی و وجدان شخصی» را پیش کشید و ناروا هم نیست که مرتکبان چنان اعمالی را بدین لحاظ ملامت کرد اما سووال مهمتر این است که نقش تربیتی و پرورشی سیستم حاکم در این میان چه شده است؟
موازی با غارت بیت المال و یورش به مخازن و دارایی های ملی توسط عده ای نشخوارگر که هر دم و دقیقه کوس بی ابروییشان در دادگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی بصدا در میآید، سلبریتی ها نیز به گروه مرجع بی لیاقت مبدل شده و از بابت هدایت فکری بی فکر جامعه، هزینههای هنگفتی به ایران تحمیل کرده اند.
اینها نیز نشخوارگران عرصه فرهنگند که هر اطوار و ادایی را به نشخوار فکری و رفتاری می نشینند و با حربه شیک پوشی، به رذایل اخلاقی لعاب توجیه میزنند.
شکست فرهنگی ایران از اینجاست که هنوز نتوانسته المانهای فرهنگی انقلابش را تولید و ترویج و دیکته کند و در این وانفسا، سلبریتی ها که بر پایه هیجانات عوام مطرح می شوند بطور جعلی نقش گروه های مرجع را در جامعه بر عهده میگیرند.
عجبا که در دولت حسن روحانی، این جماعت از مالیات معاف شدند و بابت تحمیقی که بر اکثریت تحمیل کردند و دارودسته «کلیدیون» را حمایت و در جلب آراء مردم بویژه جوانان به حد نهایت کوشش موثر فرمودند، از پرداخت مالیات معاف شدند تا نازشست عوامفریبی خود را گرفته باشند.
جای تعجب است که غربی ها با دیدن چنین صحنه هایی چه فکر می کنند؟
هر سیاستمدار اروپایی یا آمریکایی با دیدن این صحنه ها ممکن و محق است که با خود بگوید:
«این ایرانیست که دارد بهای استقلال خود را میدهد؟
اصلا برای چه با ایران درگیریم؟؟
روی فرش قرمز که ایران از آن ماست!!!»
#محاق
@mohaagh_sup
🌺 پایگاه تبیین چندهمسری اسلامی 👇
@chandhamsari_ormavi
https://eitaa.com/chandhamsari_ormavi