♨️ سران صهیونیست را ترور کنید.
ما بیشتر از آنکه درگیر جبهه باطل خارجی باشیم، درگیر جبهه داخلی هستیم که با رمز عملیاتی «مذاکره» هرگونه انتقام از رژیم صهیونسیتی را عقیم میکند.
شرایط جنگی و وضعیت اقتصادی کشور (که نتیجه عملکرد همین گروه داخلی است.) همیشه اجازه برخورد با آنها را نداده و عملاً درگیری با جبهه خارجی، به جبهه داخلی فرصت تنفس میدهد.
دشمن نیز از همین نقطه، ضربه خود را وارد نموده و هر چند ماه یکبار، با یک حمله پیشدستانه، هم بخشی از بدنه مخلص فرماندهان نظامی را ترور کرده و هم ضربات کاری بر سیستم دفاعی وارد میکند.
نتیجه مشخص است!
از دست دادن بدنه با تجربه نظامی (و چه بسا سران مملکتی) و بعد هم چند عملیات نظامی علیه دشمن و مجدداً فعال شدن جبهه داخلی با رمز عملیاتی «مذاکره» برای کاهش هزینه ترور به جبهه خارجی!
این همان فرمولی است که عملا با وارد کردن «زخمهای پی در پی» و هر بار کاریتر، قصد تضعیف و نابودی نیروی دفاعی کشور را دارد.
🔘 فرماندهان محترم نظامی!
میدانم مخلصانه، جان خود را بر کف گذاشته و برای آبروی اسلام مجاهدانه میجنگید. اما شاید گاه برای غلبه بر دشمن، نیاز باشد از همان روش خودش برای نابودی او استفاده کنید.
خوب میدانید که این جنگ، جنگ وجودی است و ما فرصت چندانی برای نابودی دشمن نداریم. میدانید که کار این جنگ، به عمر این دولت کفاف نداده و نمیتوان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بعدی امید بست. و خوب میدانید که با روند فعلی مجلس، شاید امید چندانی برای اعمال اصل ۸۹ قانون اساسی نیز نباشد.
پس هر آنچه باید اتفاق بیافتد، در همین دولت باید اتفاق بیافتد. رویه یکسال گذشته هم نشان داده است که این دولت فقط در یک حالت در مقابل عملیات نظامی، مقاومت نمیکند: «قرار گرفتن در عمل انجام شده» همراه با «موج اجتماعی انتقامخواهی»
در این حالت، دولت با یک وقفه چند روزه، به سرعت به کارکرد اصلی خود بازگشته و با یک عملیات رسانهای و با همان رمز «مذاکره» ، عملا عملیات انتقام را عقیم میکند.
پس از همین نقطه ضعف استفاده کنید!
دستور انتقام فرماندهان شهید نظامی از سوی ولی امر صادر شده است. واکنش شدید دشمن هم موج اجتماعی انتقامخواهی در پی دارد. و این موج، عملا یک فرصت چند روزه برای عملیات گسترده ایجاد میکند.
در این میان دو راه وجود دارد:
۱. منتظر عملیات پیشدستانه دشمن برای ترور فرماندهان نظامی و سران مملکت باشیم تا موج اجتماعی ایجاد شود.
۲. واکنش شدید دشمن در اثر عملیات ترور سران صهیونیست ایجاد شود.
قطعاً راه اول مطلوب نیست. پس چرا از راه دوم استفاده نشود؟
با اعمال راه دوم، هم بخشی از بدنه تصمیمساز جبهه خارجی از بین رفته و تصمیمگیری آنها را مختل میکند و هم دشمن مجبور به واکنش شده که همین واکنش، جبهه داخلی را نیز چند روز به حاشیه میبرد. اتفاقاً همین موضوع، بهترین موقعیت برای وارد کردن ضربات پیدرپی و کاری به دشمن است.
درست است که آتشبس اخیر، در لحظات آخر فروپاشی رژیم، به آنها فرصت تنفس داد و این فرصت، قطعاً منجر به بازسازی آنها میگردد، اما این یک تهدید است که میتواند دقیقاً تبدیل به یک فرصت طلایی برای ما گردد.
سران صهیونیست، تا ابد نمیتوانند در پناهگاه باقی بمانند و مجبورند در فضای عمومی حاضر شوند و این یک فرصت مغتنم برای حذف آنهاست. عملیات ترور هم همیشه کم هزینهتر از عملیاتهای کلاسیک نظامی است!
عملیات ترور یک واقعیت نظامی در دنیای کنونی است که نمیتوان از آن گریزی داشت. ترور در زمان صلح است که قبیح است و در میانه جنگ، میتواند بخشی از سیاست دفاعی باشد. پس چرا همیشه حالت دفاعی در مقابل آن داشته باشیم؟ چرا از این حربه جنگی برای نابودی دشمن استفاده نکنیم؟
💢 برادران! ائمه کفر را نابود کنید.