داستان نحوست سیزده بدر: 🍃 قوم رَس از ایرانیان باستان را دوازده شهر به نام‌های اسفند و فروردین و ... بود که آبادتر از آن نبود و گواراتر از آب چشمه آن نبود. آنان قسمت بزرگی از آبها را بر همه حرام کرده بودند و هر کسی می‌نوشید او را می‌کشتند زیرا آن آب‌ها را حیات دوازده خدای خود که دوازده درخت صنوبر بود می‌دانستند. در ابتدای ماه فروردین در شهر فروردین یک شبانه‌روز عید پرستش می‌گرفتند و در ماه شهریور در شهر شهریورد و... تا آنکه عید پنجمین ماه‌شان ماه اسفند در شهر اسفندار شهر صنوبر اصلی به نام «شَاه‌دِرَخْت» می‌رسید که همه جمع می‌شدند و دوازده روز مست می‌شدند و مدام سجده بر شاه درخت می‌کردند. و روز سیزدهم سیزده‌به‌در می‌کردند یعنی به شهرهای خود باز می‌گشتند. 👀 روزی که جشن اسفندار شد پیامبرشان «حَنْظَلِه» نزد خدا تقاضای نابودی آن درخت را کرد و شاه‌درخت خشک شد و قوم رس پیامبرشان را بصورت بسیار بسیار فجیعی در ته چاهی کشتند. و عذاب خدا آغاز شد. 📚 منابع: 📓 عیون أخبار الرضا علیه السلام ج۱ ص ۲۰۵ 📔 علل الشرائع ج‏۱ ص۴۰ ،۳۸ 📒 روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط – القدیمه) ج‏۱۰ ص۷۸ 📕 المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏۱۵، ص: ۲۱۹ 📗 البرهان فی تفسیر القرآن ج‏۴ ص ۱۳۳ [سوره الفرقان(۲۵): آیه ۳۸] ….. ص : ۱۳۳ 📘 بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏۱۴ ص ۱۴۸ 📙 بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۵۶، ص: ۱۰۹ 📓 تفسیر نور الثقلین ج‏۴ ص ۱۶ [سوره الفرقان(۲۵): الآیات ۳۲ الى ۳۸] ….. ص : ۱۵ 📔 (ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفارى و مستفید، با اندکی تصرف ج‏۱، ص: ۴۱۹ نشرصدوق ۱۳۷۲ ش. چاپ اول) @elm_tanjim