🔰 زیارت امام حسین و غیرت علوی 🔹خاطره‌ی ویژه از شهید حاج شیخ حسن بهشتی‌نژاد، امام جمعه موقت اصفهان 🔹اوایل انقلاب و در روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان، منافقین در خانه حاج حسن بهشتی‌نژاد امام جمعه موقت اصفهان را زدند و ایشان و یک بچه دو سه ساله را در یک لحظه کشتند. 🔹پدر ایشان به نام حاج آقا مصطفی بهشتی، پدر شوهر همشیرۀ دکتر شهید بهشتی، از اولیای خدا و از جمله علمای اصفهان محسوب می‌شد. 🔹آقا شیخ حسن نقل می‌کرد که پدرشان همراه یک گروه برای زیارت بارگاه امام حسین علیه السلام عازم کربلا می‌شود. در لب مرز رئیس گمرک (نیروی بعثی) می‌گوید که: می‌خواهم خانمت را ببینم تا او را با عکسش تطبیق دهم. این حرف به حاج آقا مصطفی بهشتی برمی‌خورد و می‌گوید: یک خانم بیاید و این تطبیق را بدهد. 🔹اما مسؤول گمرک می‌گوید: نه! خودم می‌خواهم این کار را بکنم. 🔹این مسئله باعث ناراحتی شدید این عالم متقی می‌شود و می‌گوید: من اجازه نخواهم داد شما خانم مرا ببینی. 🔹او هم می‌گوید: من هم نمی‌گذارم کربلا بروی. 🔹بقیۀ افراد، خانمشان را نشان گمرکچی دادند و ایشان هم به مدت سه روز صبر می‌کند تا مسئول گمرک عوض شود اما مسئول گمرک لج می کند و محل کار را ترک نمی کند. 🔹سرانجام وی لب مرز «السلام علیک یا ابا عبدالله» می‌گوید و به منزل آیة الله اشرفی اصفهانی در کرمانشاه برمی‌گردد. 🔹ایشان از او می‌پرسد که چرا نرفتی و او پاسخ می‌دهد که لب مرز به چنین مسئله‌ای برخوردیم و دیدیم که این زیارت همراه با گناه است، لذا از خیر زیارت گذشتیم. 🔹او بعداً عازم اصفهان می‌شود و آنجا هم از او سؤال می‌کنند و او قصه را تعریف می‌کند. 🔹آقازادۀ او (شهید حاج حسن بهشتی) می‌گوید: آقایانی که رفتند کربلا، دسته جمعی برگشتند و به منزل پدرمان آمدند. من نمی‌دانم کربلا چه صحنه‌ای بوده، خصوصیاتش را برای ما نگفتند که چه بوده است، اما همه‌شان آمدند منزل پدرم و گفتند که ما به کربلا مشرف شدیم و حاضریم ثواب کربلایمان را به شما بدهیم و شما ثواب کربلای نرفته‌تان را به ما بدهید. 🔸کانال اخبار عفاف و حجاب کشور https://eitaa.com/goharshad1_ir