هدایت شده از اصرار
5.83M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
غزه را با چه می‌شود قیاس کرد؟ جوری دارد تمام مرزها را در می‌نوردد، که وقت نمی‌کنی حتی همه‌اش را بنگری. مثلا این را ببینید... مادری که دارد لباس عید دخترش را نشان می‌دهد. لباسی که دخترش وقت نکرده تن کند و شهید شد. خب تا اینجای کار را دیده‌ایم و دیده‌اید. اما این را چه کنیم؟ که مادر تنها یادگاری پاره تنش را می‌فروشد تا بازمانده‌ها از گرسنگی پر نکشند... مادر از «خاطره‌ و یادگاری» شهیدش هم گذشت. در ادامه کیسه‌ای که برای دریافت آرد دستش گرفته را نشان می‌دهد و می‌گوید یا در آن غذا می‌آوریم یا خودمان محتویات کیسه می‌شویم... هرچه دستت بگیری که بگویی فهمیدمش، غزه از دستت می‌گیرد و می‌گوید کور خواندی که هنوز هم مانده‌‌‌... و همین ناتمامی‌هاست که غزه ما را به یگانه ناتمامِ دوران‌ها، به کربلا کشانده است. هیچ سنگری، هیچ سنگری نمانده است که پشت آن پناه بگیریم و از درد و رنج زمان‌مان بگریزیم. غزه پیروز است... او تمام مخفی‌گاه‌های خفته در وجودمان را برای ندیدن و گریختن فتح کرد. غزه آمده است تاریخ را از نو بنویسد. و به خدا سوگند راست گفت آن عزیزِ جان، شهید محمد ضیف؛ «امروز، تاریخ با قلمی زرین، درخشان‌ترین صفحات خود را رقم خواهد زد. کیست که نخواهد نام خود، خانواده و شهرش را در این کتاب ثبت کند؟». @ESRAR3