🧔🏻♂پیرمرد هیزم شکنی با سه دخترش در نزدیکی جنگلی زندگی می کرد.
🏞یک روز که مرد برای جمع کردن هیزم به جنگل رفته بود صدای عجیبی شنید.
🐍با تعجب به سوی صدای رفت.
دید که مار سیاهی مار سفیدی را آزار می داد. چوبی برداشت و مار سیاه را دور کرد. هر دو مار از آنجا دور شدند.
🔎موضوعات قصه
#مار
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸
@koodak_iranseda
🔸
@koodak_iranseda