👨🏻روزگاری روستاییِ فقیری زندگی میکرد که اسمش «کِرَب» بود.
🐴روزی از روزها کرب، دو بارِ الاغ هیزم به شهر برد و اون رو با قیمت نسبتاً خوبی به حکیمباشی فروخت.
💸ازقضا، زمانی که حکیمباشی پول رو میشمرد و به اون میداد، سر میز ناهار نشسته بود... .
🔎موضوعات قصه
#دانایی
#حکیم
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸
@koodak_iranseda
🔸
@koodak_iranseda