🦊روباهی بود زبر و زرنگ با دم قشنگ.
🏞 یک روزآقا روباهه ازجنگل بیرون آمد و به طرف مزرعه ای که در آن جا بود رفت تا شکمی از عزا در بیاورد.
🏠آقا روباهه رفت تا در گوشه ای از مزرعه به کلبه خاله پیرزن رسید
🔎موضوعات قصه:
#خاله_پیرزن
#قصه_صوتی
#قصه_شب
😍تولید محتوای پاک برای کودکان تخصص ماست👇
🔸
@koodak_iranseda
🔸
@koodak_iranseda