باصدایی همراه با بغض و اشک پرسیدم«کی باید مراقب من باشه؟»بدون اینکه سعی در آرام کردن دلم داشته باشد،گفت«تو مقاومی» تمنای بی خزان خاطرات شهید مدافع حرم مهدی حسینی @mahdihoseini_ir