⚜️💐⚜️💐⚜️💐⚜️💐⚜️💐
💐⚜️
⚜️
#صهبا
#هر_خانه_یک_حسینیه
#بکاء
⚜️بکاء جن بر حضرت أباعبدالله الحسین (علیه السلام)⚜️
❇️ نقل شده است که؛ در روز عاشورا یکی از جن به نام زعفر به همراه لشکریانش برای نصرت حضرت أباعبدالله الحسین (علیه السلام) در کربلا حاضر شد.
🔹 زعفر و قومش به دستان مبارک حضرت أمیرالمؤمنین (علیه السلام) اسلام آورده بودند.
هنگامی که زعفر به همراه سی و شش هزار لشکریانش به کربلا رسید، دید لشکر دشمن همه آن دشت را فرا گرفته است، و در آسمان نیز ملائکه مقرب و دیگر ملائکه صف به صف، منتظر به فرمان امام ایستاده اند.
✨در این هنگام حضرت خاتم الأنبیاء (صلی الله علیه و آله و سلّم) آغوش گشوده و به حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود:
✨ «وَلَدِي العَجَل العَجَل إنَّا مُشتَاقُون»؛
پسرم! عجله کن! عجله کن! به درستی که مشتاق تو هستیم.
📗 بحارالانوار ج۴۴، ص۳۳۰؛
🔹زعفر می گوید:
حضرت أبا عبد الله الحسین (علیه السلام) یکه و تنها در میان میدان با زخم ها و جراحات فراوان، پیشانی شکسته، با سينه ای سوزان و ديده ی گريان ايستاده بودند و اصلاً اعتنایی به هیچ یک از آن ملائکه نمی نمود.
✨ در آن میدان عظیم حضرت أبا عبدالله الحسین (علیه السلام) رو به من نمودند و فرمودند:
ای زعفر! زحمت کشیدی! خداوند و رسولش از تو راضی باشند. خدمت تو قبول درگاه باشد ولی لازم به زحمت شما نیست، برگردید.
✨پس زعفر بر اذن خواستن اصرار نمود، اما حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
شما آنان را می بینید ولی آنان شما را نمی بینند و این از مروّت دور است.
✨ زعفر اذن خواست تا خود و لشکرش به صورت آدمیان درآیند چرا که از کشته شدن باکی ندارند چون در راه رضای خداوند شهید شده اند.
✨حضرت أباعبدالله الحسین (علیه السلام) فرمودند:
زعفر! دیگر مایل به زندگی نیستم و آرزوی لقای پروردگار را دارم. شما به جای خود برگردید و به جای نصرت و یاری من، برای من گریه و عزاداری کنید که اشک عزاداری برای من، مرهم زخم های من است.
پس زعفر به امر امام مایوسانه برگشت. چون با لشکریانش به محل خود بازگشت، اسباب عزا و ماتم را فراهم نمود.
📘شرح زیارت عاشورا؛ به نقل از صاحب رياض القدس.
💐⚜️
💐⚜️💐
💐⚜️💐⚜️💐⚜️💐⚜️💐⚜️
┏━━━🍃🌺🍃━━━┓
@yasobodden
┗━━━🍂━
کانال«یعسوب الدین»