شبکاریِ قبلی رفته بودم اعزام ساعت سه‌ونیمِ نیمه‌شب🙄 از اعزام برگشتم. یه پسربچه دو ساله با آب‌جوش دچار سوختگی شده بود، سوختگی ۴۶ درصد. پدرِبچه، شهرِ دوری سرکار بود. فقط مادرش همراهش بود. که مادر هم، باردار بود. و خدا میدونه چقدر فشار روحی به این مادر باردار وارد شده بود. قبل از اعزام مادرش رو صدا زدیم که برای رضایتِ اعزام امضا و اثرانگشت بزنه دیدم دستاش میلرزه و چهره هم آشفته و وحشت‌زده و البته حق داشت! باردار بود تنها بود همسرش نبود و جگرگوشه دوساله‌ش با اون وضعیت توی دست‌ش... https://eitaa.com/parastarane_ir