بیا که بر سر کویت بساط چهره ماست به جای خاک که در زیر پایت افکنده‌ست خیال روی تو بیخ امید بنشانده‌ست بلای عشق تو بنیاد صبر برکنده‌ست عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی به زیر هر خم مویت دلی پراکند است