پاسدار انقلاب
آن نه می بود که دور از نظرت میخوردم خون دل بود که از دیده به ساغر میشد از خیال تو به هر سو که نظر میکردم پیش چشمم در و دیوار مصور میشد چشم مجنون چو بخفتی همه لیلی دیدی مدعی بود اگرش خواب میسر میشد