📍📍ترجمۀ تحتاللفظی نه لازم است نه کافی؛ بلکه نامطلوب و غیرموجه است.
به قول بعضی بزرگان ترجمۀ لفظبهلفظ قرآن نه تنها ترجمه نیست بلکه گاهی خیانت به متن ترجمه شده است. (فقط برای دانشجویان فن ترجمه، آنهم تا حدودی ترجمۀ تحتاللفظی ضرورت دارد.)
📍📍مترجم در معادلیابی برای عبارات کنایی، ضربالمثلها، اصطلاحات چه باید بکند؟
همان الفاظ را ترجمه کند؟
مفهوم را ترجمه کند؟
یا یک معادل کنایی همسان را در زبان مقصد برایشان بیابد؟
✅قطعاً راه سوم درستتر است.
📍مثلاً در قرآن مجید لفظ «نقیر»، «قطمیر»، «فتیل»، «خردل» و «مثقال ذره» آمده که همه کنایه از «کوچکی» هستند.
ببینیم مترجمان چطور ترجمهشان کردهاند:
_ گودی پشت هستۀ خرما، پوست هستۀ خرما، رشتۀ میان هستۀ خرما، دانۀ خردل و هموزن ذرهای.
✅ترجمۀ ما: سرِ سوزنی، پَرِ کاهی، سرِ مویی، ارزنی و اندازۀ ذرهای.
📍قرآن مجید پر است از این دست لغات و جملات کنایی! که بهنظر میرسد همه را باید کنایی ترجمه کرد. همانطور که در متون دیگر، مترجمان چیرهدست و ورزیده سعی کردهاند که اینگونه باشند.
اصولاً هر زبانی مملو است از کنایات و اصطلاحات و ضرب المثلها که اگر آنها را تحتاللفظی معنا کنیم، یک معنای نامفهوم از آب در خواهد آمد! پس مترجم باید معادل آنها را در زبان مقصد بیاورد نه معنای لغوی آنها را.
#ترجمه_خواندنی_قرآن #معادلیابی
#ترجمه_روان
@qurantr_maleki