: سلام علیکم. وقتتون بخیر. ببخشید اگه امکانش هست خواهشمندم به من کمک کنید. من خیلی خسته‌ام...از خودم...از همه خودم‌هام..من دیگه توان تحملشون رو ندارم.. خسته‌ام ازین همه عادت..ازین همه تکرار... نماز می‌خونم...روزه می‌گیرم..چادر سر می‌کنم..اما اصلا ایمان و اعتقادم قوی نیست.. پرم از غرور پنهان..از قضاوت..از غیبت و از اظهار نظر در مورد دیگران..از سر تا نوک پاشون... آرزوی سکوت دارم...آرزوی اراده....تغییر... ۳۷ سالمه...خدا شاهده بچگی‌یام عاقل‌تر و فهمیده‌تر بودم....با اراده‌تر... دیگه خسته‌ام از خودم..‌از دور و نزدیک‌شدن‌های مداوم...از ناتوانی و بی‌عملی...عمل به همه شنیده‌ها و آموزه‌ها... دیگه نمی‌تونم خودمو تحمل کنم....درست همونجایی که فکر می‌کنم نزدیک شدم، متوجه میشم وای اصلا کاری به خدا ندارم....اصلا خدا هیچ جایگاهی درون فکر و ذهن و نگاهم نداره....همه‌اش خودمو فریب می‌داده‌ام.. خیلی درگیر نیاتم هستم...اصلا نمی‌تونم به اصل و ذاتش پی ببرم... اصلا نمی‌تونم بر اساس باورهام عمل کنم...تلخی و عذابش به اینه که می‌فهمم و کاری ازم برنمی‌یاد...احساس می‌کنم یه خودم هستم یا یه من،، اسیر میلیونها منِ چموش و سرکش دیگه... ریشه خیلی از ویژگیها مثلا غرور مخفی و خودبرتربینی‌ها رو از بچگیم می‌دونم و بزرگی پدربزرگم و صحبتایی که از طایفه پدریم در مورد اصالت و ابرو و.‌.. می‌شنیدم و احترامی که ازش برخوردار بودم......واینکه اینقدر در مورد ظاهر آدما به راحتی صحبت می‌کنم از خانواده مادریم که از بچگی به قیافه اهمیت میدادن.. اما الان که نزدیک ۴۰ سالمه...دیگه الان اصلا ریشه‌یابی معنی داره؟؟؟؟..نباید تو این چند سال که نیت کردم موفق شده باشم خودمو تغییر بدم..؟ بعد نکته خیلی مهم که خودم هیچم...هم از لحاظ ظاهری هم باطنی.... خیلی خسته‌ام...من طعم نزدیکی رو چشیدم از دوری دارم خفه میشم... کمکم کنید..جان و درونم تغییر کنه..صاف و زلال شم.....من نمی‌تونم خودمو بشناسم.. 📚 پاسخ : بحث انسان و نفس رجوع کنید. 🌐 لینک های مجموعه سخنرانی انسان و نفس : http://rahpouyan.com/fSound.asp?p=4&bid=43 🆔 @rahpouanquestion